۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه

روح القدس در عهد جدید - مقدمه

روح القدس  در عهد جدید  مقدمه
قبل از آنکه  در مورد  روح القدس مقاله ای به نگارش در بیاورم  صلاح دانستم که اول مقدمه ای در مورد این موضوع به رشته تحریر در بیاورم و از نظر لغت نامه  عمید مورد بررسی قرار دهیم.
 در لغت نامه فارسی برای مفهوم روح  فقط یک عبارت  تعریف شده است.  در لغت نامه عمید روح به این معنا توصیف شده است: وحی، جبرئیل و مایه حیات .
برای درک بهتر این واژه لازم است آن را از دو ریشه  متفاوت تعریف کنیم.
 ریشه اول به وجودی در بدن انسان اشاره میکند که در زمان اتمام حیات انسان از جسم جدا میشود و در ریشه دوم به وجودی اشاره میکند که با قدرت و تاثیر گذاری در درون جسم قرار دارد و به  چشم نمیآید و دیده نمیشود.
عبارت روح القدس از دو ترکیب روح و اسم  تشکیل شده  که در قسمت دوم آن یعنی صفتی به روح داده شده که قدوسیت آن را برایمان نمایان میکند و معنای قدوس را در خود جا میدهد که ترکیب آن را باید اینطور توصیف کرد روح قدوس یا روح پاکی.
 معنایی که  لغت نامه عمید برای روح انتخاب کرده  معنایی  کاملا اشتباه و  دربرگرفته از منابع اسلامی است و کاملا با لغت نامه های  دیگر زبانها در دنیا متفاوت است.
منابع اسلامی روح القدس را  یک فرشته و بنام جبرئیل میدانند در حالی که مابین روح و فرشتگان فرق است. در کتاب مقدس هر جا که از روح صبحت میشود منظور روح خدا است که در همه جا حضور دارد هم در عهد عتیق و هم عهد جدید.
در کتاب مسلمین عبارت روح کمتر از 20 بار آمده  و هر بار این واژه ذکر شده در اصل  خطاب به فرشته خدا جبرئیل است و نه روح خدا.
 عبارت روح  بیش از 400 بار در کتاب مقدس اشاره شده که تقریبا همگی بجز
 ده درصد آن  مابقی به روح القدس خدا اشاره دارد روح قدوسی که از خدا صادر میشود و  هیچ اشاره ای  به فرشته  و یا فرشته ای خاص نمی کند.
فرق فرشتگان و روح القدس.
 فرشتگان  از طرف خدا ماموریت داشتند که خبر و اخبار را به انسان برسانند و هرگز از آنها به عنوان روح قدوس یاد نشده است  بلکه منتقل کننده  فرمان خدا به انبیاء بودند یک فرشته هرگز نمیتواند در عین واحد در همه جا حضور داشته باشد یعنی زمان حضور یک فرشته هم زمان در دو مکان مختلف غیر ممکن است  و این یکی از تفاوت فرشتگان با روح قدوس خدا است که  در عین واحد در همه جا و حتی در همه مومنین هم زمان حضور دارد.
 به این نمونه نگاه کنید:
حضور روح خدا:  و زمین تهمی و بائر بود و تاریکی بر روی لجه و روح خدا سطح آبها را فرا گرفت.  کتاب پیدایش باب اول آیه دوم.
چون روز پِنتیکاست فرارسید، همه یکدل در یک جا جمع بودند که ناگاه صدایی همچون صدای وزش تندبادی از آسمان آمد و خانه‌ای را که در آن نشسته بودند، به‌تمامی پر کرد.  آنگاه، زبانه‌هایی دیدند همچون زبانه‌های آتش که تقسیم شد و بر هر یک از ایشان قرار گرفت.  سپس همه از روح‌القدس پُر گشتند و آنگونه که روح بدیشان قدرت تکلّم می‌بخشید، به زبانهای دیگر سخن‌گفتن آغاز کردند.  اعمال رسولان باب 2 آیات 1 تا 4.
حال به این نمونه نگاه کنید:
حضور فرشته: اما چون او در این چیزها تفکر میکرد ناگاه فرشته خداوند در خواب بروی ظاهر شد گفت ای بوسف پسر داود....  انجیل متی باب اول آیه 20.
آیات فوق تفاوت روح خدا و یک فرشته را کاملا نشان میدهد در نمونه اول روح خداوند هم زمان بر روی همه آبهای زمین حضور دارد و حضوری هم زمان در مومنین در روز پنتیکاست اما در نمونه دوم  زمانی که فرشته  در برابر یوسف حضور دارد دیگر هرگز غیر ممکن بود در عین واحد در مکانی دیگر و هم زمان حضور داشته باشد.
در مقاله بعدی موضوع روح القدس در عهد جدید را بررسی میکنم.
برادر شما یوحنا

۱۳۹۰ آبان ۳۰, دوشنبه

نویسنده اسفار پنجگانه تورات

کسانیکه   کتاب مقدس را از دیده  نقد  دنبال میکنند  فهم  و درک مطالب برایشان سخت است  بخصوص اگر این نقد  در مورد  کاتب و نویسنده اسفار پنج گانه تورات یعنی سفر پیدایش، سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد و سفر تثنیه  باشد.
 چیزی که مرا برآن وا داشت تا در مورد نویسنده تورات  در این وبلاگ مقاله بنویسم  نقد بعضی از دوستان مسلمان در سایتهای اسلامی در مورد کاتب و نویسنده تورات  میباشد. گره مشکل این دوستان در اینجاست که  کتاب تورات را تحریف شده میدانند و ادعا میکنند که بر پایه دلایلی از درون این کتاب ثابت کردند که نویسنده این کتاب  موسی نبی  نبوده است. ایشان برای اثبات این ادعا به باب 31 آیه 1 و 2 کتاب تثنیه و همچون باب 34 آیات 7 تا 9 همین کتاب اشاره میکنند به این آیات توجه کنید:
و موسی رفته این سخنانرا بتمامی اسرائیل بیان کرد* و بایشان گفت من امروز صد و بیست ساله هستم و دیگر طاقت خروج و دخول ندارم و خداوند بمن گفته است که از این رود اردن عبور نخواهی کرد.
"و موسي‌ چون‌ وفات‌ يافت‌، صد و بيست‌ سال‌ داشت‌، و نه‌ چشمش‌ تار، و نه‌ قوتش‌ كم‌ شده‌ بود و بني‌اسرائيل‌ براي‌ موسي‌ در عربات‌ موآب‌ سي‌ روز ماتم‌ گرفتند. پس‌ روزهاي‌ ماتم‌ و نوحه‌گري‌ براي‌ موسي‌ سپري‌ گشت‌.  و يوشع‌ بن‌نون‌ از روح‌ حكمت‌ مملو بود، چونكه‌ موسي‌ دستهاي‌ خود را بر او نهاده‌ بود. و بني‌اسرائيل‌ او را اطاعت‌ نمودند، و برحسب‌ آنچه‌  خداوند  به‌ موسي‌ امر فرموده‌ بود، عمل‌ كردند.
 نقد این دوستان در مورد نویسنده تورات این است اگر موسی پیامبر نویسنده این کتاب بوده باشد چگونه ممکن است که نویسنده و کاتب از مرگ  و وفات خودش با خبربوده  و در تورات  از مرگی سخن بگوید که برایش اتفاق افتاده است؟
 آنها معتقد هستند که ماجرای گزارش مرگ موسی پیامبر طوری نوشته شده است که  گویا خود موسی  درآن زمان آنجا بوده و شاهد مرگ خویش بوده و در آخر نتیجه گیری میکنند این آیات ثابت میکند که نویسنده و کاتب این کتاب موسی نبی نمیتواند باشد  پس بابت این دلایل این تورات تحریف شده است.
در این مورد مسیحیان باید درک کنند که نظریه مسلمانان نسبت به کتب مقدس بر محور چه نوع مسایل عمیقی دور میزند مسایلی که پای استدلالیان در برابرش چوبین میباشد و جدل و بحث به نتیجه  تصمیم کمکی نخواهد کرد شاید بهترین راه این باشد که طرفین استدلات خود را بیان کنند و نتیجه و اخذ تصمیم را به خواننده  واگذارند.
در همین راستا سعی میکنم دلایل و پرسش این دوستان عزیز را بی پاسخ نگذارم.  آیات متعددی در عهد عتیق و تورات بیان شده که ثابت میکند کاتب و نویسنده این کتاب خود موسی نبی بوده است. خواهش میکنم به کتاب تورات سفر خروج باب 17 آیه 14 توجه کنید:
خروج باب 34 آیه 11
آنچه را من امروز به تو امر میفرمایم، نگاه دار.
خروج باب 34 آیه 27
تثنیه باب 31 آیه 9
و موسی این تورات را نوشته آنرا بنی لاوی کهنه که تابوت عهد خداوند ا برمیداشتند و بجمیع مشایخ اسرائیل سپرد.
تثنیه باب 31 آیه 24
و واقع شد که چون موسی نوشتن کلمات این تورات را در کتاب تماما بانجام رساند.
و همچون میتوان به این آیات رجوع کرد: کتاب یوشع باب 1 آیه 8.  2 پادشاهان باب 22 ایه 8.
از نظر الهیات دو نظریه در مورد نویسنده تورات میتوان بیان داشت.
  نظریه  اول نوشتهای تورات تا قبل از مرگ موسی توسط خود شخص موسی نوشته شده و از زمان مرگ موسی تا پایان کتاب تثنیه احتمالا توسط یوشع نبی نوشته شده است.
نظریه دوم  شاید خود موسی به واسطه نبوت و علم الهی توانسته باشد در باره مرگ خود پیش بینی کند زیرا مکاشفه و پیشگویی دقیق جزئیات درمورد زمان آینده در قدرت خدای قادر مطلق است پس او میتواند آینده موسی را به او نشان داده باشد برای اثبات این نظریه به کتاب دانیال نبی بابهای 2 و 7 و 9 و 11 مراجعه کنید. با این وجود لزومی ندارد ما نتیجه گیری کنیم که موسی زمان مرگ خود را پیشگویی کرده باشد بلکه احتمالا باب آخر کتاب تورات  به احتمال قوی توسط  یوشع نبی نوشته است. شما میتوانید واقع گفتار خداوند را به یوشع نبی در کتاب خودش باب اول از اولین آیه تا آیه 8 دنبال کنید.
اگراین نظریه مورد  قبول واقع شود  این  کار عجیب  و یا به هیچ وجه غیر عادی نیست چرا که یک نبی بعد از وفات پیامبری بزرگ شرح حال او را در کتابش و اثرش بیان کرده همانطوری که امروزه افرادی بر کتب دیگر نویسندگان یک مقدمه و یک موخره مینویسند.
در خاتمه این مطلب را میخواهم ذکر کنم که اگر حوصله بخرج دهیم و تمام کتاب تورات و نه فقط تورات بلکه تمامی کتب مقدس  که حاوی مطالب مختلف از قبیل تاریخ پیدایش آدم تا برقراری رابطه یهوه خدا با انسان و پند و اندرز و شعر و غیره است مطالعه کنیم در خواهیم یافت که تمامی مطلب بصورت واحدی برای رستگاری و نجات از گمراهی  خواهم بود.
برادر شما یوحنا

گناه و رهایی از آن

همانطوری که در مقاله (گناه طبق نظریه کتاب مقدس) اشاره کردیم گناه توسط یک آدم وارد این جهان شد و بنی آدم را لمس کرد و ایشان به گناه آغشته شدند که موجب جدایی و دیواری میان خدا و انسان شد.
لهذا همچنانکه بوساطت یک آدم گناه داخل جهان گردید و بگناه موت و باینگونه موت بر همه مردم طاری گشت از آنجا که همه گناه کردند.     رساله رومیان باب 3 آیه 23.
سقوط انسان نه تنها بر رابطه  بشر با خدا تاثیر گذاشت بلکه در نهایت  شکافی در رابطه  او با خدا گردید و سیر سقوط انسان با قتل هابیل توسط برادرش قائن عمیقتر شد و این گناه از نسلی به نسل دیگر منتقل شد و همگان را فرا گرفت. چنانکه کتاب مقدس در رساله رومیان اشاره میکند:
 همه گناه کردن و از جلال خدا قاصرند.        رساله رومیان باب 3 آیه 23
 در مقاله (گناه طبق نظریه کتاب مقدس) تعریفی که برای گناه کردیم از این قرار بود:  طغیان بر علیه اراده  خدا گناه بحساب میآید. در حقیقت گناه شکستن قوانین خداوند است که انسان انجام میدهد.
کلام خدا در رساله یوحنا باب 3 آیه 4 میگوید:
و هر که گناهرا بعمل میآورد بر خلاف شریعت عمل میکند زیرا گناه مخالف شریعت است.
همانطوری که در مقاله (گناه طبق نظریه کتاب مقدس) گفتیم خداوند نمی توانست بدون مقدمه آدم و حوا را از گناهی که انجام دادند ببخشد  براینکه عدل و عدالت خدواند زیر سوال میرفت.
حال همین خدای عادل  اگر بابت گناه وارده به بنی آدم توجه ای نمیکرد باز در اینصورت عدالت  و رحمانیتش زیر سوال میرفت.
 پس میبایستی بابت ورود گناه راه  خروجی هم برای رفع این معضل چاره ای بیاندیشید. در ابتدا  خدا لازم دید  به انسان ثابت کند او در گناه آدم گرفتار شده است.
بعد از زیاد شدن نسل آدم  خدا تصمیم گرفت  خود گناه را برای بشر آشکار کند و به او بگوید تو گناهکار هستی،  پس بهترین راه  راه خود کشفی و دوستی با انسان بود .
 در آغاز آشنایی او  بعد از خنوخ و نوح  ابرام (ابراهیم) را برای دوستی انتخاب کرد. برای درک این موضوع به کتاب پیدایش بابهای 12، 13، 14، 15، 16 و 17 مراجعه کنید.
اما من اینک عهد من باتست و تو پدر امتهای بسیاری خواهی بود و نام تو بعد از این ابرام خوانده نشود بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود زیرا که ترا پدر امتهای بسیاری گردانیدم.  کتاب پیدایش باب 17 آیات 4 و 5.
  بعد از آشنایی با ابراهیم و شناخت او از خدا، خداوند اسحق فرزند ابراهیم را انتخاب کرد به این آیه توجه کنید:
خدا گفت بتحقیق زوجه ات ساره برای تو پسری خواهد زائید و او را اسحق نام بنه و عهد خود را با وی استوار خواهم داشت تا با ذریت او بعد از او عهد ابدی باشد. کتاب پیدایش باب 17 آیه 19.
در ادامه خداوند با ذریت اسحق، یعنی یعقوب پیمان بست و نام او را اسرائیل خواند و او را انتخاب کرد به این آیه توجه کنید:
و خدا بوی گفت نام تو یعقوبست اما بعد از این نام تو یعقوب خوانده نشود بلکه نام تو اسرائیل خواهد بود پس او را اسرائیل نام نهاد و خدا ویرا گفت من خدای قادر مطلق هستم بارور و کثیر شو و جماعتی از امتها از تو بوجود آیند و از صلب تو پادشاهان پدیدار شوند و زمینی که بابراهیم و اسحق دادم بتو دهم و بذریت بعد از تو این زمین را خواهم  داد.    کتاب پیدایش باب 35 آیات 10 تا 12.
بعد از آن خداوند اسرائیل را برکت داد و 12 فرزند پسر نصیب او کرد از این رو خانواده یعقوب ملقب به اسرائیل را بنی اسرائیل مینامند در کتاب خروج باب اول آیات اول تا هفتم نام فرزندان (اسرائیل) آمد است.
بعد از آن فرزندان اسرائیل در سرزمین مصربارور و کثیر شدند و از حالت یک خانواده به یک قوم تبدیل گردیدند.
و بنی اسرائیل بارورو کثیر و منتشر شدند و کثیر و بی نهایت زورآور گردیدند و زمین (مصر) از اینها پر گشت.    کتاب خروج باب 1 آیه 7.
و خدا اینچنین خود را بر ابراهیم، اسحق، یعقوب (اسرائیل) و خانواده  اسرئیل و در آخر بر قومی بنام بنی اسرائیل مکشف کرد.
به بنی اسرائیل بگو چنین بگو یهوه خدای پدران شما خدای ابراهیم و خدای اسحق و خدای یعقوب ... خروج باب 3 آیه 15.
 در حقیقت خداوند یهوه برای خود کشفی خود از آشنایی با یک شخص  شروع  و در ادامه با یک خانواده  رفاقت و در آخر با یک قوم دوستی کرد.  خدا ی یک نفره، خدای یک خانواده،  و بعد هم خدای یک قوم شد. و در همین قوم بود که یهوه خدای بنی اسرائیل  موسی نبی را برای آوردن شریعت وقوانین دینی که در نهایت منجر آشکار شدن گناه شد انتخاب کرد.
پس چه گوییم؟ آیا شریعت گناه است؟ به‌هیچ‌روی! براستی اگر شریعت نبود، هرگز درنمی‌یافتم گناه چیست. زیرا اگر شریعت نگفته بود «طمع مورز»، نمی‌توانستم دریابم طمع‌ورزیدن چیست؟  رساله رومیان باب 7 آیه 7.
با آمدن شریعت خدا به قوم خویش  ثابت کرد و نشان داد که تخطی از قوانین گناه محسوب میشود و همچنین با دادن وقت کافی تا زمان عیسی مسیح به قوم  بنی اسرائیل ثابت کرد  انسان نمیتواند خود را از یوغ گناه آزاد سازد حتی اگر این انسان یک نبی باشد. داود که خود یک پادشاه و یک نبی از سوی یهوه بود اذعان کرد انبیاء هم گناه کار هستند او اینچنین میگوید:
اینک در معصیت سرشته شدم و مادرم در گناه بمن آبستن گردید.  
 مزمور باب 51 آیه 5.
پس میبینیم که حتی انبیائ خدا نمیتوانستند بشر را از گناه آزاد کنند  آنها هم از نسل آدم و حوا بودند و گرفتار گناه موروثی.
اگر انسان در تمام طول عمرش از گناه آمرزیده و با خدا دوستی نمیکرد برای همیشه و دائما از خدا جدا میماند ولی یهوه خدای آسمان حدود دو هزار سال پیش پسر مولود شده و نخست زاده خود را که از ذات الهی بود به جهان فرستاد.
هنگامیکه لجه ها نبود من (عیسی) مولود شدم وقتیکه چشمه های پر از آب وجود نداشت.
کتاب امثال باب 8 آیه 24.
و او صورت خدای نا دیده است نخستزاده تمامی آفریدگان   رساله کولسیان باب 1 آیه 15.
نخستزاده خدای نادیده مبرا از گناه بود و تنها کسی بود که میتوانست این گناه را بردارد او به جهان فرستاده شد تا گناهان ما را بر گردن بگیرد و ما را از قید گناه آزاد سازد و بار دیگر انسان را با خدا آشتی دهد.  پسر خدا با ریختن خون خویش جریمه گناهان ما را خرید تا نجات را برای همگان فراهم کند.
زیرا خدا جهانرا اینقدر محبت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد.     انجیل یوحنا باب 3 آیه 16.

خوشبختانه خدای قادر و قدیر این فرصت را به همه انسانها داده است که  هر کس به عیسی مسیح ایمان آورد نجات جاویدانی یابد.
و در هیچ کس غیر از او (عیسی) نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان بمردم عطا نشده که بدان باید نجات یابیم.     اعمال رسولان باب 4 آیه 12.
در حقیقت ما باید خداوند زنده را حمد گوئیم که آرام آرام و با حوصله  با انسان رفاقت کرد رفاقتی که با یک نفربه نام ابراهیم شروع شد و بعد از آن یک خانواده را برای دوستی  انتخاب کرد و سپس این رفاقت به یک قوم خاص گسترش یافت و دو هزار سال پیش دوستی او فراتر از یک قوم گردید و  خدای همه اقوام روی زمین شد او همه را به دوستی دعوت میکند  تا هر کس از هر قوم و قبیله ای که باشد به پسرش ایمان آورد و نجات یابد.
آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است.  پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر، پسر و روح‌القدس تعمید دهید و به آنان تعلیم دهید که هرآنچه به شما فرمان داده‌ام، به‌جا آورند. اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!»   انجیل متی باب 28 آیات 18 تا 20


برادر شما یوحنا