۱۳۹۳ آبان ۱۲, دوشنبه

آیا ثمره محور اصلی زندگی یک فرد ایماندار است؟ قسمت اول



هر یک از ما ایمانداران باید از خود سوال کنیم: محور اصلی زندگی من در مسیحیت چیست؟ هر یک از ما باید بدانیم، محور اصلی در یک زندگی مسیحی شناخت خدا، پسرش عیسی مسیح و آوردن ثمرات میباشد. مسیح عیسی در انجیل یوحنا فرمود:

 " شما مرا برنگزيديد، بلكه من شما را برگزيدم و شما را مقرّر كردم تا شما برويد و ميوه آوريد و ميوه شما بماند تا هر چه از پدر به اسم من طلب كنيد به شما عطا كند.  انجیل یوحنا  باب 14 آیه 16

همینطور پولس رسول  در رساله  رومیان باب 7 آیه 4 گفت:

" بنابراين، اي برادرانِ من، شما نيز بوساطت جسد مسيح براي شريعت مرده شديد تا خود را به ديگري پيونديد، يعني با او كه از مردگان برخاست، تا بجهت خدا ثمر آوريم."

 

مسیح عیسی در مثال برزگر درباره چهار نوع از افراد سخن میگوید،  که  این چهار گروه کلام خدا را می شنوند. در دسته دوم و سوم کسانی بودند که بی ثمر ماندند در حالی که آخرین گروه کسانی بودند که "كلام را شنيده، آن را مي فهمد و بارآور شده، بعضي صد و بعضي شصت و بعضي سي ثمر مي آورد."  برای اطلاعات بیشتر به انجیل متی باب 13 آیه 23 مراجعه کنید.

 

پس بنابراین چیزی که خدا برای ما مسیحیان درنظر داشت این نبود که فقط به او ایمان بیاوریم، وهیچ تغییری نکنیم و همان درختی باشیم که قبلا هم بودیم و همان ثمری را بدهیم که قبلاً هم می دادیم. عزیزان باید توجه کنند که "مثمر ثمر بودن ما" برای خدا اهمیت دارد. بگذارید تکرار کنم: خواست خدا این نیست که ما تنها در جریان زندگی خود باشیم. خدا ما  را مخلوقی خاص آفرید، به ما عطیه داد.. و به ما مأموریتی داد: تا برویم و ثمر بیاوریم. خدا به تک تک فرزندانش عطیه داده است. خدا از جوانترین تا مسن ترین، از فقیرترین تا ثروتمندترین و از بی سواد تا باسوادترین فرزندانش را بطور منحصر به فردی عطیه داده است و می خواهد که ایشان ثمر بسیار بیاورند. خداوند درانجیل یوحنا باب 15 میفرماید:

 " جلال پدر من آشكارا مي‌شود به اين كه ميوه بسيار بياوريد و شاگرد من بشويد."

                                                                                      انحیل یوحنا باب 15 آیه 8

و همچنین مسیح عیسی میگوید:

" «من تاك حقيقي هستم و پدر من باغبان است. ... هر چه ميوه آرد آن را پاك مي‌كند تا بيشتر ميوه آورد."                                                                     انجیل یوحنا باب 15 آیات اول و دوم

 

عزیزان میبینم که وقتی فرزندان ثمر می آورند، پدر آسمانی وجد می کند. می بینیم که او از آنهایی که ثمر آورند بطور خاصی  مراقبت میکند  و آنها را پاک می سازد تا بیشتر ثمر بیاورند.   این را باید بدانیم که پدرآسمانی تنها نمی خواهد که ما ایمانداران در تاک شاخه داشته باشیم ... بلکه می خواهد که شاخه هایی بسیار پرثمر داشته باشیم. شاخه هایی که تا بالاترین حد ظرفیت خود ثمر می آورند. امروزه بسیاری از مسیحیان بی حرکت در گوشه ای نشسته اند و منتظرند تا شخص دیگری، یک نفر که "حرفه ای" است بیاید و"نقش آنها را بازی کند" زیرا آنها می گویند که ما "حرفه ای" نیستیم. اما پطرس و دیگران (که اکثراً ماهیگیر بودند) در قرن اول مسیحیت در این مورد "حرفه ای" نبودند. آنها فارق التحصیل از هیچ دانشگاهی نبودند. تنها مدرکی که داشتند در ماهیگیری بود. افراد دیگری نیز هستند که با اینکه ایمان آورده اند اما تغییر مشهودی در زندگی شان صورت نگرفته است. اصلاً زندگی مسیحی بدون تغییر و بدون ثمر کاملاً با مشخصاتی که کلام خدا در مورد ایمانداران میدهد در تضاد و ضد و نقیض میباشد. با این گفته نیز منظورم این نیست که مسیحیان پرحرارت که برای خدا و کلامش غیورند، مرتکب اشتباه نمی شوند. آنها نیز خطا می کنند. متاسفانه بسیاری از ایمانداران گفته های کلام خدا را  نادیده می گیرند که و از آن مثل استفاده میکنند که میگوید: "هم رنگ جماعت (جهان) شو ... مسیحیان واقعی نه تنها فقط برای مشراکت و پرستش به کلیسا میروند، تا با دیگر عزیزان خداوند را عبادت کنند بلکه دید آنها به خداست و می خواهند که در او رشد کنند. می خواهند به او و پسرش نزدیک و نزدیک تر شوند. می خواهند تا حد امکان مسیح را در زندگی شان نشان دهند. مسیحیان پرشور اشتیاق ثمر آوردن و رویای مسیح را دارند. و خبر این است که خدا می خواهد ما نیز یکی از آنها باشید. می خواهد ما نیز یک مسیحی پرحرارت باشید. و یا به بیان دیگر، می خواهد یک مسیحی باشید که مشتاق خداست. یک مسیحی گرم و نه ولرم آنچه که در کتاب مکاشفه باب 3 آیه 15 میگوید. می خواهد مسیحی ای باشیم که شکوفه داده و تا بیشترین حد ممکن ثمر آورد. این محور اصلی زندگی یک مسیحی باید باشد.

حال شاید سوالی برای عزیزان مطرح شود که "ثمر چیست؟"

 در مورد این واژه باید به بیان ساده  گفت که ثمر، همان زندگی تغییر یافته، زندگی با محوریت مسیح و نوعی از زندگی است که ما می میریم تا مسیح از طریق مان زیست کند. خواهش میکنم در این رابط به رساله غلاطیان باب 2 ایات 19  20 را مطالعه کنید.

 یک زندگی ایماندار واقعی در مسیح عیسی  بجای رضامندی خود یا دیگران، رضامندی خدا را می طلبد. یک زندگی که موضوع اصلی و تمرکز و اولویتش خداوند زنده است.  کتاب مقدس در این مورد میگوید:

 " ليكن ثمره روح، محبّت و خوشي و سلامتي و حلم و مهرباني و نيكويي و ايمان و تواضع و پرهيزكاري است،كه هيچ شريعت مانع چنين كارها نيست. و آناني كه از آنِ مسيح مي باشند، جسم را با هوسها و شهواتش مصلوب ساخته اند. اگر به روح زيست كنيم، به روح هم رفتار بكنيم."

                                                                   رساله غلاطیان باب 5 آیات 22 تا 25

 

عزیزان باید بدانند که منظور از "روح" در این آیات حضور انسانیتی تازه یعنی "مسیح در ماست".  اگر زندگی ایمانی خود را بر اساس این انسانیت تازه بنا کنیم آنگاه  ما میتوانیم ثمراتی که در آیه مذکور آمده تولید کنیم یعنی شخصیتی که انسانیت تازه با مسیح دارد. اگر رساله افسسیان را مطالعه کنیم بهتر به این موضوع پی خواهیم برد.

" زيرا كه صنعت او هستيم، آفريده شده در مسيح عيسي براي كارهاي نيكو كه خدا قبل مهيّا نمود تا در آنها سلوك نماييم."                                                     رساله افسسیان باب دون آیه 10

 

از این آیه پی خواهیم برد که خدا از پیش کارهای نیکی را که باید در آنها قدم برداریم فراهم کرده است. مانند درختی که کاشته شده و باید میوه بیاورد، خدا از قبل به هریک از ما بطور منحصر بفرد عطیه ای داده است. تنها کاری که باید بکنیم این است که در مسیری که خدا از قبل تهیه دیده است قدم برداریم. قدم برداشتن در این چیزهاست که سبب می شود پدر آسمانی خشنود شود و ما ثمر بیاوریم. همچنین اگر اول پطرس باب 4 آیات 7 تا 11  مراجعه کنیم متوجه میشویم که کلام خدا می گوید:

 

" لكن انتهاي همه چيز نزديك است. پس خردانديش و براي دعا هشيار باشيد. و اوّلِ همه با يكديگر بشدّت محبّت نماييد زيرا كه محبّت كثرت گناهان را مي پوشاند. و يكديگر را بدون همهمه مهماني كنيد. و هر يك بحسب نعمتي كه يافته باشد، يكديگر را در آن خدمت نمايد، مثل وكلاء امين فيض گوناگون خدا. اگر كسي سخن گويد، مانند اقوال خدا بگويد و اگر كسي خدمت كند، برحسب توانايي كه خدا بدو داده باشد بكند تا در همه چيز، خدا بواسطه عيسي مسيح جلال يابد كه او را جلال و توانايي تا ابدالآباد هست، آمين."                         رساله اول پطرس باب 4 آیات 7 تا 11

 

موضوعات  مختلفی در این آیات هست که می گوید ما باید آنگونه "باشیم". در دعا هشیار باشید. یکدیگر را بشدت محبت نمایید. بدون همهمه مهمان نواز باشید. همچنین آیات می گوید که هریک از ما نعمت یا عطیه ای از خدا داریم. خدا به تک تک فرزندانش بطور منحصر به فردی عطیه و نعمت داده است. ما نیز مانند اعضای بدن که منحصر بفرد در بدن قرار داده شده  و کاربرد خاص خود را دارند، منحصر بفردیم: خدا ما را نیز در بدن مسیح، کلیسا قرار داده است و بطور منحصر بفرد برای عملکرد در آن مکان عطیه یافته ایم. برای اطلاعات بیشتر به رساله اول قرنتیان باب 12 آیات 12 تا 27 مراجعه کنید.

 سخن پولس در اینجا تنها یک چیز است: "عملکرد"  خدا تنها افراد خاصی را عطیه نداده است؛ خدا تنها کشیشی و شبانان را عطیه نداده است. آیات بالا تنها مربوط به گروهی خاص از مسیحیان نمی شود. بلکه مخاطب آن تمامی مسیحیان از جمله "برادر و خواهر" گرامی شما هستید.

عزیزان دقت کنند که در آیات می گوید: "یکدیگر را خدمت نمایید". عطیه که خداوند به شما داده این نیست که آن را در خود محبوس کنید،  بلکه آن را داده، تا یکدیگر را خدمت کنیم. من شما را خدمت می کنم و شما نیز من را.

متاسفانه امروزه واژه "خدمت" تنها برای افرادی با نقش های مذهبی به کار رفته است.

آیا  تنها شبانان باید خدمت کند؟

در حالی که دیگران که کشیش و شبان نیستند و جایگاهی روحانی ندارند تنها خدمت شوند و خدمتی نکنند؟

 این دیدگاهی است که مستقیم ویا غیر مستقیم در افکار بسیاری از ایمانداران نقش بسته است. اما  کلام  خدا چیز دیگری به شما و من تعالیم میدهد و این نوع دیدگاه، دیدگاه خدایی نیست و کتاب مقدس هم از آن حمایت نمی کند. دیدگاهی که کلام دارد این است: هر یک از ما بطور منحصر بفرد از خدا عطیه یافته و در بدن مسیح قرار داده شده ایم. چیزی به اسم افراد روحانی و افراد غیر روحانی در کتاب مقدس وجود ندارد. طبق کتاب مقدس همه ما از دید خدا "شبان" هستیم. ببینید پطرس این موضوع را  اینگونه  بیان کرده است:

 " لكن شما قبيله برگزيده و كهانت ملوكانه و امّت مقدّس و قومي كه مِلك خاصِّ خدا باشد هستيد تا فضايل او را كه شما را از ظلمت، به نور عجيب خود خوانده است، اعلام نماييد."  

                                                                     رساله اول پطرس باب دوم آیه 9

 و باز همچنین همان رساله میگوید:

" شما نيز مثل سنگهاي زنده بنا كرده مي شويد به عمارت روحاني و كهانت مقدّس تا قرباني هاي روحاني و مقبول خدا را بواسطه عيسي مسيح بگذرانيد."

                                                                  رساله اول پطرس باب دوم آیه 5

 

هر یک از این آیات از ما انتظار دارد که طبق عطیه خود عمل کرده و یکدیگر را خدمت کنیم. چیزی که پطرس در اول پطرس 4: 7-11 می گوید این است که مشغول چیزی شوید که خدا عطیه آن را به شما داده است. و بر عطیه خود تمرکز کرده و آن را انجام دهید.

عزیزان باید خوب توجه کنند که موضوع این نیست که آیا ما "مأموریت" ی داریم یا نه. زیرا در اصل هر یک از ما مأموریت دارد و  این یک حقیقت است.  پطرس در رسالات خود می گوید که مشغول این مأموریت و مشغول خدمتی شوید که عطیه اش را یافته اید.

اما برای اینکه سوء تفاهم پیش نیاید باید گفت که پیش نیاز اشتغال به عطیه مان داشتن رابطه ای پویا و زنده با خداوند عیسی مسیح است. به این آیات توجه کنید:

 

" و براي اين دعا مي كنم تا محبّت شما در معرفت و كمال فهم بسيار افزونتر شود. تا چيزهاي بهتر را برگزينيد و در روز مسيح بي غشّ و بي لغزش باشيد، و پر شويد از ميوه عدالت كه بوسيله عيسي مسيح براي تمجيد و حمد خداست."                        رساله فیلیپیان باب اول آیات 9 تا 11

 

پس باید بدانیم که میوه های عدالت "از سوی عیسی مسیح هستند" نه از قدرت خودمان. وعلاوه بر این "نتیجه میوه های عدالت نیز تمجید و حمد خداست". همانطور که خود عیسی در انجیل یوحنا باب 15 توضیح می دهد، او تاک است و ما شاخه های آن:

 " در من بمانيد و من در شما. همچنانكه شاخه از خود نمي‌تواند ميوه آورد ا گر در تاك نماند، همچنين شما نيز اگر در من نمانيد. من تاك هستم و شما شاخه‌ها. آنكه در من مي‌ماند و من در او، ميوه بسيار مي‌آورد زيرا كه جدا از من هيچ نمي‌توانيد كرد. ... جلال پدر من آشكارا مي‌شود به اين كه ميوه بسيار بياوريد و شاگرد من بشويد."                                  انجیل یوحنا باب 15 آیات 4و 5 و همچنین 8

 

پیش نیاز اینکه میوه آوریم این است که در تاک بمانیم. و این موضوع ما را مطلع میکند که  ما  تاک نیستیم، بلکه مسیح عیسی  تاک است و ما شاخه های آن تاک. غیر ممکن است شاخه ای بدون اینکه در تاک بماند میوه آورد. همین موضوع برای ما نیز صادق است: اتحاد ما با مسیح سبب می شود که  شاخه ها (ما) ثمر آوریم. در این مثال، شاخه ها راهی برای تاک هستند تا ثمر بیاورند، تا زمانی که ما در مسیح بمانیم، وی از طریق ما آشکار می شود؛ تاک از طریق ما زندگی خواهد کرد و ثمر خواهد داد. بنابراین داشتن رابطه ای گرم با خدا پیش نیاز خدمت و رفتن در پی کار های نیکویی است که خدا برای مان تدارک دیده است. خدایی که می خواهیم خشنودش سازیم. و از طریق اتحاد با مسیح و ماندن در مسیح است که ثمر به بار می آید و طبق گفته فیلیپیان این ثمر "توسط عیسی مسیح" آورده می شود.

کمی که به پیش برویم، می بینیم که مسیح درباره انبیای کذبه سخن گفت و فرمود که آنها را از میوه هایشان خواهیم شناخت. در این رابط  شما عزیزان را دعوت میکنم که در ادامه قسمت دوم این  مقاله این موضوع را دنبال کنید.  پایان قسمت اول     ادامه دارد..............

برادر شما کشیش یوحنا مارو

۱۳۹۳ آبان ۷, چهارشنبه

موضوع موعظه: خدایی محبت

موضوع  موعظه:  خدایی محبت

قسمت اول:

قسمت دوم:
 
قسمت آخر
 
فیض مسیح با همه شما عزیزان

 

۱۳۹۳ شهریور ۳۱, دوشنبه

آیا ایمانداران از قبل انتخاب شدند؟ قسمت دوم


 با سلام دوباره به شما عزیزان،

عزیزان نجات یک مسئله ایمانی هستش در مسیحیت. مسئله "انتخاب برای برگزیدگی"  از طرف خود انسانها است و نه انتخاب مردم توسط خدا. در نظر خدا هیچ انسانی برای "نجات پیدا کردن" بر دیگری برتری ندارد. چونکه او همه را برای نجات برگزیده و برای همین هدف بود که پسر یگانه خودش را داد. خواهش کنم حال  به این آیات توجه کنید:

 

" هر كه به وي ايمان آوَرَد، به اسم او آمرزش گناهان را خواهد يافت. "   اعمال باب 10 آیه 43

 

" هر كه به او ايمان آورد خجل نخواهد شد "    رومیان باب 10 آیه 11

 

" هر كه ايمان دارد كه عيسي، مسيح است، از خدا مولود شده است؛ "   

                                                                          رساله اول یوحنا  باب 5 آیه 1

 

" و هر كه به من ايمان آورد، تا به ابد نخواهد مرد. "      انجیل یوحنا باب 11 آیه 26

 

" تا هر كه بر او ايمان آورد، هلاك نگردد بلكه حيات جاوداني يابد. "     انجیل یوحنا باب 3 آیه 16

 

" من نوري در جهان آمدم تا هر كه به من ايمان آوَرَد در ظلمت نَمانَد. و اگر كسي كلام مرا شنيد و ايمان نياورد، من بر او داوري نمي‌كنم زيرا كه نيامده‌ام تا جهان را داوري كنم بلكه تا جهان را نجات بخشم. هر كه مرا حقير شمارد و كلام مرا قبول نكند، كسي هست كه در حقِّ او داوري كند، همان كلامي كه گفتم در روز بازپسين بر او داوري خواهد كرد. "      انجیل یوحنا باب 12 آیات 46 تا 48

 

تمامی عبارات منظور "هر که" که  در آیات فوق آمده اند. به این معنای میباشند که هر کس بدون توجه به این که چه کسی هست، بسته به اینکه ایمان بیاورد یا نه، نجات خواهد یافت و یا این نجات را دریافت نخواهد کرد. اگر شخص ایمان بیاورد همانطور که خواست و انتخاب خداست، نجات خواهد یافت. ولی اگر شخص انتخاب کند که ایمان نیاورد، نجات هم نخواهد یافت. به همین سادگی است.

به طور خلاصه باید بگویم : دو نوع دیدگاه برای انتخاب وجود دارد. دیدگاه اول میگوید: انتخاب به این بر می گردد که کسی را نسبت به کس دیگری انتخاب کردند. به عبارت دیگر: من تو را بجای کس دیگری انتخاب می کنم. در این رابطه و طبق تعلیم "از قبل انتخاب شدند"، خدا ما را برگزید و دیگران را رد کرد. او در تقدیر ما مسیحیان نجات را گذاشت و در تقدیر بقیه نجات را قرار نداد. در این دیدگاه بقیه برگزیده نیستند. که با بررسی آیات کتاب مقدس میشود این سوال را بیان کرد:

 آیا این دیدگاه می تواند صحیح باشد؟  مسلما پاسخ خیرمیباشد، زیرا طبق تک تک آیاتی که قبلاً مطالعه کردیم خواست و اراده خدا این است که همه نجات یابند. او برای همین هدف یعنی "نجات همه انسانها" پسرش را داد. و این دیدگاه دوم میباشد.

شاید بعضی ازعزیزان بگویند که در رساله افسسیان باب اول آیات 3 تا 7 میگوید: ("متبارك باد خدا و پدر خداوند ما عيسي مسيح كه ما را مبارك ساخت به هر بركت روحاني در جايهاي آسماني در مسيح. چنانكه ما را پيش از بنياد عالم در او برگزيد تا در حضور او در محبّت مقدّس و بي عيب باشيم. كه ما را از قبل تعيين نمود تا او را پسر خوانده شويم بوساطت عيسي مسيح برحسب خشنودي اراده خود، براي ستايش جلال فيض خود كه ما را به آن مستفيض گردانيد در آن حبيب. كه در وي به سبب خون او فديه يعني آمرزش گناهان را به اندازه دولت فيض او يافته ايم.") پس به چه معناست؟

 در پاسخ به این عزیزان باید گفت:   این آیات به این معنا  نیست که ما نسبت به دیگرانی که برگزیده نشده اند، برگزیده شدیم. بلکه یعنی ما برای نجات انتخاب شدیم. خدا وقتی فرزندش را داد همین برگزیدگی نجات را برای دیگران هم انجام داد. وقتی می گویم "برگزیده" به هیچ وجه بدین معنا نیست که اینها نسبت به آنها که رد شده اند، برگزیدگانند. چنانکه در مثال نیت متخصص اشاره کردیم. او به عنوان یک متخصص دوست دارد که همه  بیماران  شفا پیدا کنند. خدا مطمئناً ما ایمانداران را برگزیده ولی نه نسبت به کسانی که انتخاب نشده اند.

عزیزان باید توجه داشته باشند که خدا اشخاصی را که باید نجات یابند  گلچین نمی کند. اگر گلچین کند، او ظاهرنگر خواهد بود. که اصلاً اینچنین نیست و حاشا از خدای محبت.

 

" في الحقيقت يافته ام كه خدا را نظر به ظاهر نيست"   اعمال باب 10 آیه 34

 

هللویاه بر نام خداوند، چرا که او برای هرکس که او را بطلبد پدر خواهد بود.  در حقیقت او در جستجوی انسانهایی است که او را می طلبند تا خود را بر آنها آشکار کند.

 

"خداوند از آسمان بر بني‌آدم نظر انداخت تا ببيند كه آيا فهيم و طالب خدايي هست. "   

                                                         مزامیر باب 14 آیه 2

 

" ليكن اگر از آنجا يهوه خداى خود را بطلبى، او را خواهى يافت، بشرطى كه او را به تمامى دل و به تمامى جان خود تفحص نمايي. "      تثنیه باب 4 آیه 29

 

عزیزان وقتی کسی خدا را می طلبد و واقعاً می خواهد که او خود را برایش مکشوف سازد، خدا قطعاً خود را ظاهر خواهد کرد.او کسی است که شخص را به خود جذب خواهد کرد. اما این چیزی نیست که خدا بخواهد فقط برای آن شخص انجام دهد. چیزی که خدا برای هرکه او را بخواند، انجام خواهد داد. خدا به دنبال کسانی است که او را بطلبند و کسانی که او را با تمامی دل بطلبند، وی را خواهند یافت.

این اتفاقی نیست که گاهی برای بعضی فقط رخ دهد. بلکه قانونی است که توسط خدا برای جمیع بنی آدم خواسته شده است. وقتی شخصی خدا را از ته دل فرا میخواند، او مطمئناً ظاهر خواهد شد و شخص را به خود جذب خواهد کرد. به همین جهت است که ما باید انجیل یوحنا را بفهمیم که می گوید:

 

"كسي نمي‌تواند نزد من آيد، مگر آن كه پدري كه مرا فرستاد او را جذب كند"  

 انجیل یوحنا باب 6 آیه 44

 

متاسفانه بعضی از عزیزان با معلومات  ابتدای از کتاب مقدس می گویند: "در این آیه همه چیز بر عهده خداست. اگر خدا بخواهد، شخص را به خود جذب می کند و اگر نخواهد این کار را نمی کند." تفسیر این آیه بدین شکل، خدا را ظاهر نگر می کند و مرگ مسیح و نجات برای همه را رد می کند. خدا کسانی را که به خود جذب می کند گلچین نمی کند. بلکه او خود را به هر که در طلبش باشد نشان خواهد داد. این قانونی الهی است که خدا آنرا قرار داده است.

 

حال باید دید که مسئولیتهای خدا و ما در این رابط چیست؟ مطمئناً خدا مهمترین نقش را در نجات دارد. اما ما هم مسئولیتی داریم و خدا در این رابطه نقشی نیز به ما داده است. دوم قرنتیان 5: 18-21 بسیار واضح نقش ما را در مصالحه با خدا بیان می کند. از عزیران خواهش میکنم به ایات مربوطه توجه کنند:

 

" و همه چيز از خدا كه ما را بواسطه عيسي مسيح با خود مصالحه داده و خدمت مصالحه را به ما سپرده است. يعني اينكه خدا در مسيح بود و جهان را با خود مصالحه مي داد و خطاياي ايشان را بديشان محسوب نداشت و كلام مصالحه را به ما سپرد. پس براي مسيح ايلچي هستيم كه گويا خدا به زبان ما وعظ مي كند. پس بخاطر مسيح استدعا مي كنيم كه با خدا مصالحه كنيد. زيرا او را كه گناه نشناخت، در راه ما گناه ساخت تا ما در وي عدالتِ خدا شويم. "   دوم قرنتیان 5: 18-21

 

 

خدا با دادن پسرش جهان را با خود مصالحه داد. با این گفته اکنون راه به سوی خدا باز است.بله عزیزان، درب بسوی خدا باز است ! چرا که او، "شخصی را که گناه نمی شناخت در راه ما گناه ساخت تا ما در او عدالت خدا بشویم !" گفتن این چیز ها به مردم مأموریت مصالحه دوباره است. این مأموریت بر عهده کیست؟ مسلما بر عهده ما ایمانداران است. این مسئولیت بر عهده ماست که به مردم اطلاع دهیم. چرا که ایمانداران  سفیران مسیح هستند.

عزیزان اگر به رساله  اول قرنتیان 3: 5-6 مراجعه کنیم میتوانیم مسئولیتهایمان را واضحتر بدانیم.

 

" پس كيست پولس و كيست اپلس؟ جز خادماني كه بواسطه ايشان ايمان آورديد و به اندازه اي كه خداوند به هر كس داد. من كاشتم و اپلس آبياري كرد لكن خدا نموّ مي بخشيد. "

 

اگر خوب به آیه توجه کنیم میبینم که  خدا مهمترین نقش را ایفا می کند. یعنی نقش رشد دادن و نمو کردند. اما کسی باید دانه را بپاشد و کسی هم باید آبیاری کند. کسی که باید دانه بپاشد و آبیاری کند کسی غیر از خداست، این کارها به ایمانداران محول شده است. در آیاتی که خواندیم، این مأمورین یعنی ما هستیم که مأموریتی مصالحه را بر عهده داریم.  آیه به ما نمی گوید: خدا کاشت، خدا آبیاری کرد و خدا رشد داد. انسان هایی در این امور دخالت داشتند که خدا مأموریت هایی به آنها داده بود. انسان هایی که گفتند: "خدا حاضر است، با او مصالحه کنید." و به محض اینکه آن شخص خدا را طلبید، خدا با وی ملاقات می کند و وی را به خود جذب می نماید. انسان هایی هم مثل اپلس بوده اند که دانه هایی که در قلب مردم بود را آبیاری کردند.    

عزیزان   به عبارت " به واسطه ایشان"  در آیه توجه کنند:  (به واسطه ایشان ایمان آوردید") منظور از این سخن که به واسطه ایشان ایمان آوردید، پولس و اپلس است. ایشان نقش هایی که خدا بهشان داده بود را انجام دادند. (نقش های واسطهمأموریت مصالحهسفیران مسیحو نقش کاشت و آبیاری)

حال  تصور کنید ما بگوییم خدا حاضر است و او خود را ننمایاند.

 آیا آن شخص با خدا ملاقات خواهد کرد؟ هرچقدر هم که شخص بخواهد، او را نخواهد دید. اما خدا جذب را انجام می دهد و ظاهر می شود و نقشش را انجام می دهد. برای همین است که وقتی یوحنا می گوید "هیچ کس نزد پدر نمیاید اگر پدر او را جذب نکند"، درست می گوید. اگر خدا خود را ننمایاند و رشد ندهد، من و شما می توانیم هرچه می خواهیم بکاریم و آبیاری کنیم، اما هیچ چیز حاصل نمی شود. ولی خدا خود را می نمایاند، جذب می کند و رشد می دهد. سوال اینجاست که:

 آیا ما نقشمان را ایفا می کنیم؟ و یا مأموریت مصالحه که بر عهده ماست را انجام می دهیم؟ و یا کاشت و آبیاری می کنیم؟ آیا این آیه که می گوید "به تمام عالم برويد و جميع امتها را به انجيل موعظه كنيد. " را انجام می دهیم؟ اینها کار های خدا نیست، بلکه نقش هایی است که به ما محول شده است.

 

پس باید گفت:  تعلیمی که در بعضی از کلیساها متاسفانه داده میشود و میگوید:  خدا بعضی را نسبت به بعضی دیگر که انتخاب نشده اند، برگزیده، تعلیمی بسیار ساده و در عین حال بسیار و خطرناک و غلط میباشد. انتخاب و اراده خدا این است که همه نجات یابند و با حقیقت آشنا شوند. اگر همه منتخب خدا هستند، پس برگزیدگی چیست؟ نجات یافتن و یا نیافتن بسته به چیزی است که شخص به آن ایمان دارد. اگر شخص ایمان بیاورد، نجات خواهد یافت. و اگر ایمان نیاورد، نجات را هم دریافت نخواهد کرد. آیا خدا هم نقشی در این میان دارد؟  در پاسخ به این سوال باید گفت آری مهمترین نقش را خدا داراست. پس از اینکه کسی، خدا را به قلبش دعوت می کند تا خود را بر او بنمایاند، خدا این کار را می کند و وی را به خود جذب می کند. این همان جذب کردن پدر است که مسیح راجع به آن صحبت میکنم. هرکس که خدا خود را بر او مکشوف کرده، می فهمد که من چه می گویم. این مکاشفه خدا چیزی نیست که گاهی انجام دهد، بلکه چیزی است که او طبق کلامش متعهد به انجام آن است. کلام خدا می گوید، هرکس که او را قلباً بطلبد وی را خواهد یافت. وقتی کسی واقعاً خدا را بطلبد، او حتماً خود را بر آن شخص آشکار میکند.

 

در مورد ما ایمانداران هم  باید بگویم:  خدا به ما مأموریت مصالحه دوباره، خدمت کاشت کلام و آبیاری آنرا داده است. خدا رشد را انجام می دهد. یعنی (جذب به خودش) اما کاشت و آبیاری، شناساندن خدا به مردم و مأموریت مصالحه به ما واگذار شده است. تعلیمی که می گوید: خدا افرادی خاص را انتخاب کرده و در نتیجه تعدادی را نیز برای فرستادن به جهنم انتخاب کرده، تعلیمی بسیار دردناک و غلط میباشد و متاسفانه کسانی را که به مسیح ایمان آوردند به بی راهه برده،  و باید گفت ایشان در خواب روحانی رفتند چرا که می گویند خدا هرکه را که بخواهد نجات می دهد. این درست نیست.

عزیزان همه ما مسئولیت هایی داریم. موعظه کلام و پیدا کردن برادران و خواهران گمشده .....همه و همه  بر عهده ماست. مسئولیت ما این است که به  گمشدگان  بگوییم. بیاید به نزد خدای محبت. مسئولیت ما این است که پدر را به آنها نشان دهیم. تا جایی که به پدر مربوط است، او با تمام دل آنها را می خواند! او برای آنها همان بهایی را پرداخت کرده که برای ما پرداخته است و با همان آغوش بازی که منتظر ما بود، منتظر آنها هم هست.

برادر شما کشیش  یوحنا