۱۳۹۲ فروردین ۲۱, چهارشنبه

آیا مرگ مسیح از نظر اسلامی بی عدالتی و از نظر مسیحیت انصاف است؟


 یکی از مواردی که برای دوستان مسلمان غیرقابل قبول است و آن را رد میکنند، مرگ مسیح بی گناه در راه گناهکاران است و این را در بی انصافی روش بکار رفته در این مورد تفسیر میکنند. ایشان راه قبول تحمل درد و رنج را که شخصی بیگناه برای رهائی گناهکاران به کار رفته را بی انصافی و خارج از عدالت بر میشمارند.
دوستان مسلمان میگویند که اصل عدالت ایجاب میکند که هر شخصی مسئول کارهای و اعمال خود میباشد و این خارج از انصاف میباشد که شخص دیگری در راه تقصیرات و گناه دیگران مصیبت ببیند و جان خود را در راه آنها فدا کند.
البته اگر عشق و محبت را از این موضوع جدا سازیم، صد البته این معادله و تفسیر صحیح است.
اما باید این موضوع را هم بدانیم که عامل عشق و محبت عاملی مهم و واقعی میباشد.
ما باید قبول کنیم که در این دنیا شرارت، درد، رنج و زحمت بسیار وجود دارد، اگر بگوئیم که هر شخصی مسئول کارها و اعمال خودش است و مشکلات دیگران به کسی دیگر مربوط نیست، پس باید گفت محبت و همدردی و فداکاری که باعث دل گرمی روح بشریت میشود از بین خواهد رفت و دنیا مبدل به جنگلی سرد و بی روح خواهد شد که زندگی در آن با زندگی حیوانان درنده و وحشی فرقی ندارد.
خوشبختانه زندگی حقیقی این چنین نیست. در زندگی دردهائی وجود دارد که درمانش از دست دردمند خارج است و این موضوع سبب میشود که دردمند دست نیاز به سوی مبدئی خارج از خود دراز کند.
به قول شاعر:
           نمیدانم که این درد از که دارم      همین دونم که درمونم ته داری!
در مسیحیت این نظریه وجود دارد که آدمی دردمند است و مرگ مسیح بر روی صلیب درمان دردهای او است.
مسیحیت معتقد است که خدا از صد پدر مهربان تر است و بوسیله فداکاری مسیح در خلاص ما سحر کرد کاری که باران با چمنزار میکند یعنی حیات جاویدان جدید در ما انسانها میدهد، او در راه ما غمخواری کرد و دردهای ما را بر خود گرفت. در اینجا جا دارد که از مولانا جلال الدین شعری را بنویسم. مولانا میگوید:
   گفت دانستم که رنجت چیست، زود          در خلاصیت سحرها خواهم نمود
  شادباش و فارغ و ایمن    که    من          آن کنم با تو   که باران   با   چمن
  من غم تو میخورم، تو غم     مخور         بر تو  من مشفق  ترم   از صد پدر
البته باید این را اضافه کنم که آوردن امثال و اشعار و یا داستانهای مناسب ممکن است در فهم موضوع مرگ بی گناهی چون مسیح ما را یاری کند. مصلب شدن مسیح واقعه ایست بی نظیر و جاذبه ای دارد که جانهای دردمند را چون آهن ربا بخود جذب میکند و آنها را شفا میبخشد و آرامی میدهد.
اگر به کتب اسلامی و مسیحی نگاه کنیم میبینم که در پیامبر مسلمین با مسیح عیسی وجوه مشترکی وجود دارد مثلا:
            هر دو  با مخالفت روسای قوم خود روبرو شدند. فریسیان با مسیح مخالفت کردند و اهل قریش با پیامبر مسلمین، هر دو گروه حیثیت و موقعیت خود را در خطر دیدند و قصد از بین بردن هر دو نفر را داشتند، البته این شباهت فقط تا همین جا پیش میرود و خاتمه پیدا میکند.
 عقیده در اسلام بر این است که غزوات پیامبر ایشان برای پیش برد و ابقاء اسلام واجب بود، یعنی به عبارتی دیگر بکار بردن زور بوسیله پیامبر اسلام و به نام او کار درستی بوده و است. و بالاخره اهل مکه بزور تسلیم اسلام شدند. 
اما مسیح عیسی، از بدست گرفتن قدرت دنیوی ابا داشت و به حواریون و هوداران خود اجازه نداد که برای او بجنگند، او هرگز در فکر تسخیر اروشلیم بر نیامد و در روی تیه ای در خارج از این شهر به دارآویخته شد. تخته پادشاهی او صلیبی بود که بر آن میخکوب شد و تاجی از خار بر سر او گذاشته شد.
شاید واقعه صلیب برای عده ای زننده و احمقانه جلوه کند، ولی برای مومئنین به آن روش، همیشه سلامتی و شفا در برخواهد داشت. درک معنی صلیب و فهم محبت و آمرزش الهی در عمل و یافتن سلامت و آرامش  و تجدید حیات، تنها به کمک روح القدس ممکن است و بس.
برادر شما یوحنا

۱۳۹۱ اسفند ۱۸, جمعه

تماس مستقیم با خدا در مسیحیت و رد آن از سوی اسلام


اگر به هر دو دین مسیحیت و اسلام نگاه کنیم میبینیم که هر دو مذهب معتقد هستند که خدا
 بزرگ، قادر مطلق و متعال است. برای نمونه میتوان به گفته یوحنای رسول در کتاب مکاشفه نگاه کنیم که میگوید:
                                
 
                      ای خداوند مستحقی که جلال و اکرام و قوت را بیابی زیرا که تو همه موجودات را آفریده ای و محض اراده تو بودند و آفریده شدند.    
 مکاشفه باب 4 آیه 11.

و همچنان در باب 19 آیه 6 از همین کتاب میگوید:    
 خدای ما، قادر مطلق سلطنت گرفته است. 


در  کتاب مسلمین (قرآن) سوره بقره آیه 20 خدا را اینجنین توصیف میکند: 
 علی کل شی قدیر  و همچون در سوره رعد آیه 9 خدا را بزرگ متعال میخواند. الکبیر المتعال.

 پس برای همگان کاملا واضح میباشد که میان خدای آفریدگار که خالق همه کاینات و قدیر، متعال و قادر بر همه چیز است با آدمی که به دست خودش ساخته شده و ضعیف و گناهکار است بی نهایت فاصله وجود دارد که به دلایلی که مربوط به عدالت خداوند
 بر میگردد باید پلی زده شود و رابطه بین خلق و مخلوق گناهکار برقرار شود وگرنه نه دین و نه مذهب دیگر معنا ندارد و بی معنی خواهد شد.

در اسلام اینچنین عقیده است که خدا از طریق واسطه ها و از طریق ایشان با انسان مخلوق رابطه برقرار شده است. یعنی بوسیله انبیاء و ملائکه و غیره و در حقیقت رابطه مستقیم به بوسیله خود شخص وجود ندارد.

در مسیحیت عقیده بر این است که خدا میتواند خود رابطه مستقیم با انسان داشته باشد لهذا خدا مستقیما در مسیح عیسی با بشر رابطه برقرار کرد.  اما
 اسلام این موضوع را دور از بزرگی خدا میداند و میگویند که خدا به وسیله فرستاده ها رابطه 
برقرار کرده و خود نمی آید. برای دوستان مسلمان اینچنین است که خدا نعمت های خود را ارزانی داده ولی ارزانی را نمی آورد.

برای دوستان مسلمان عبارت (خدا در مسیح) زننده و دور از شان خدا میباشد. ایشان عقیده دارند که خدا نمیتواند بشر شود برای اینکه چنین امری خدشه بر الوهیت او وارد میکند. بنابرین این برای دفاع از متعال بودن خدا است که مسلمین نمیتوانند به تجسم خدا در مسیح معتقد باشند و آن را کفر میدانند.

ولی در این میان سوالهای پیش میاید که
 آیا ما میتوانیم مدافع عظمت خدا باشیم و برای قدرت مطلق خدا حد و حدود و مرز قایل شویم؟  حد و حدودی که خود او برای خودش قایل نشده و خود را بر همه چیز و هر کس و هر مسئله که برای انسان غیر قابل اجراست " علی کل شی قدیر" میداند

آیا درست است که در حینی که بخواهیم از قادر مطلق بودن خدا دفاع کنیم پس مجبور شویم قدرت مطلق او را محدود کنیم؟

آیا ما حق داریم بگوییم که خدا به هیچ عنوان نمیتواند خودش را بصورت خود کشفی بر انسان ظاهر سازد؟  با در نظر گرفتن تمام صفاتی که  در ابتدا در مورد خدا به آن اشاره کردیم
 آیا میتوانیم خدا را در فعالیت خود وی محدود کنیم؟

آیا ما انسانها میتوانیم برای خداوند در رابطه با بشر تکلیف معین کنیم؟
 

اگر ما عقیده داریم و میگویم که خدا قادر مطلق است
 پس باید گذاشت که خود وی نوع رابطه با بشر را برای ما تعیین کند و نه ما برای او این رابطه را تشخیص و ترسیم کنیم.

آیا شایسته است که فقط در قول بگویم که  خدا قادر مطلق است وی در عمل این مطلقه را نپذیریم؟

ما مسیحیان معتقد هستیم که "تجسم کلمه"  و یا  به عبارتی دیگر "خدا در مسیح" در واقع اقدام خدا در مورد بشر پریشان حال و درمانده از گناه بود که خدا در میان ما ظاهر شد و نجات را در دست خود بدست گرفت. پس میبینیم که عظمت و بزرگی خدا پیش از هر زمان دیگر نمایان میشود. بشر گرفتار نیرو نادانی و شرارات میباشد. اگر در حقیقت خدا، خدای متعال و قادر علی کل شی قدیر است. پس او میتواند در اقدامی مستقیم و موثر برای رهائی این بشر از شرارات و گناه خود وارد عمل شود.

پس زمانی که مسیحیان طبق کلام خدا حضور خدا در مسیح تجسم شده را بشارت میدهند در واقع آنها جلال و عظمت بی مرز او را   بشارت میدهند. اگر بگوئیم که خدا برای رفع گناه بشر در میان بشر ظاهر شد در واقع معتقد به قدرت و جلال او هستیم و در واقع عملا به عبارت "علی کل شی قدیر"
 اعتقاد کامل داریم.

چنانکه مسلمین میگویند اسلام به معنایی تسلیم مومن به مشیت الهی میباشد و ولی باید این را هم اضافه کنیم که خدا کل در کل است پس باید تسلیم ما هم به خدا باید کل در کل باشد و لاغیره. مسیحیت ابتکار الهی و مشیت پر محبت او در پیروزی بر جمیع قوای شرارت که بشر را در قید خود گرفتار کرده است، در مسیح عیسی میبینیم و از این جهت خود را به او تسلیم میکند.

اسلام به جنبه های دیگر وجود الهی در قدرت مطلقه خدا معتقد است مثلا: "الرحمان و الرحیم" بودن خدا و مسلمین کسانی هستند که خدا "انعمت علیهم" یعنی به آنها نعمت داده است. چنانکه در سوره فاتحه آیه 6 قرآن آمده است و نه آنهائی که ایشان را مغضوب خود کرده است و مسلمین بر این موضوع بسیار تکیه کرده و بر رحمانیت خدا سخن میگویند ولی بر این نکته تاکید میکنند که در اسلام اعطای نعمت الهی غیر قابل پیش بینی است، یعنی خدا بقدری عظیم و پر قدرت است که کسی نمیتواند نسبت به دریافت رحمت او مطمئن باشد ولی در کتاب مقدس به مسیحیان  نسبت به این نعمت کاملا اطمینان داده شده است.
       
 

                       ما میدانیم که از موت گذشته داخل حیات گشته ایم.              رساله اول یوحنا باب 3 آیه 14.


راجع به نزدیک بودن خدا با آدمیان نیز در سوره (ق) آیه 15 در قرآن آمده است. این آیه میگوید:


                   ولقد خلقنا الاانس و تعلم ماتوسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من جبل الورید.

ترجمه آیه:

 
 
               انسان را خلق کرده ایم و از وساوس و اندیشه های نفس او آگاهیم که از رگ گردن به او نزدیکتریم.


اشاره به نزدیکی خدا به انسان، اشاره به آگاهی عمیق  به مشکلات درونی و وسوسه های نفس است. ولی  در مسیحیت نزدیکی خدا را در یک عمل تاریخی و در یک محل جغرافیائی از این کره خاکی اتفاق افتاد یعنی تجسم کلمه در زمان پادشاهی بنام "هیرودیس" و در محلی بنام "بیت لحم" رخ داد. در حقیقت تجسم کلمه با مصلوب شدن مسیح برای ما انسانها رابطه مستقیم دارد یعنی جان نثاری مسیح عیسی و پیروزی وی بر موت.



برادر شما یوحنا
 

۱۳۹۱ اسفند ۱, سه‌شنبه

شواهد حقیقی در مورد عیسی مسیح. قسمت چهارم

شواهد حقیقی در مورد عیسی مسیح. قسمت چهارم



با سلامی دوباره به شما عزیزان، در مقاله قبلی گفتیم که پولس رسول در رساله خود به فیلیپیان از کتاب اشعیاء نبی به این جماعت در مورد خم شدن و اقرارهر شخصی در برابر مسیح عیسی سخن گفت، و با این گفته تمامی قوم مسیح عیسی را "ماشیح" و "یهوه" خواهند خواند.

در حقیقیت در کتب  عهد عتیق میبینیم اموری هستند که تنها توسط خدای قادر به اجرا آن است ولی شاگردان مسیح در عهد جدید این  امور را به مسیح عیسی نسبت داده اند. و باز  در عهد جدید میبینیم که مسیح عیسی همانند خدا قادر به زنده کردن مردگان و حتی داوری آنها در روز قیامت مبادرت میکند. حتی بخشش گناهان که تنها به واسطه خدا انجام میشود، در عهد جدید، مسیح عیسی قادر به انجام این کار است و حتی علت اصلی آفرینش جهان و بقای دنیا و موجودات اندرون آن میباشد. به آیات مربوطه توجه کنید: 

عیسی بدو گفت برو که پسرت زنده است آنشخص به سخنی که عیسی بدو گفت ایمان آورده روانه شد.
انجیل یوحنا باب 4 آیه 50.

او را خدا بر دست خود بالا برده سرور و نجات دهنده ساخت تا اسرائیل را توبه و آمرزش گناهان بدهد.
اعمال رسولان باب 5 آیه 31.

پس ای برادران عزیز شما را معلوم باد که بوساطت او بشما از آمرزش گناهان اعلام میشود.
اعمال رسولان باب 13 آیه 38.

همه چیز بواسطه او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت.
انجیل یوحنا باب اول آیه 2.

زیرا که در او همه چیز آفریده شد آنچه در آسمان و آنچه بر زمین است از چیزهای دیدنی و نا دیدنی و تختها و سلطنتها و ریاسات و قوات همه بوسیله او و برای او آفریده شد* و او {عیسی} قبل از همه است و در وی همه چیز قیام دارد. رساله کولسیان باب اول آیات 16 و 17.


در حقیقت همه میدانند که تنها خدا خالق ما انسانها و موجودات است، اما میبینیم که شاگردان عیسی، او را دارای چنین قدرتی میدانند. همچنین شاگردان مسیح، نام عیسی را به عنوان شنوانده دعا بکار میبردند.


بنام خداوند ما عیسی مسیح هنگامیکه شما با روح من با قوت خداوند عیسی مسیح جمع شوید.
اول قرنتیان باب 5 آیه 4.

فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد. افسسیان باب اول آیه 2.

میبینم که غالبا نام عیسی مسیح در کنار نام خدا میآید، نام عیسی هم ارز و هم تراز با نام خدا بکار می رود. برای مثال میتوان به آیه 19 باب 28 انجیل متی اشاره کرد که عیسی به شاگردان امر میکند که بروید همه امتها را به اسم "پدر، پسر و روح القدس" تعمید دهید. اگر به گفته عیسی توجه کنیم میبینم که عیسی نگفت به نامهای پدر و پسر و روح القدس بلکه او تاکید میکند که "بنام پدر و پسر و روح القدس" تعمید دهید. همین اتحاد در رساله پولس رسول برای جماعت قرنتیان تاکید شده است. خواهش میکنم به گفته پولس رسول توجه کنید:

فیض عیسی مسیح خداوند و محبت خدا و شراکت روح القدس با جمیع شما باد آمین.
رساله دوم قرنتیان باب 13 آیه 13.

در حقیقت با این گفته اگر قبول داریم که خدا واحد است پس باید قبول کرد که این سه شخص با همدیگر هم ذات هستند. توما شاگرد عیسی زمانی که جای میخهای کوبید شده بر دست مسیح عیسی را دید فریاد زد" ای خداوند من ای خدای من" انجیل یوحنا باب 20 آیه 28. همچنین پولس رسول در مورد عیسی مسیح میگوید:

که در وی از جهت جسم تمامی پری اوهیت ساکن شد. کولسیان باب 2 آیه 9.

و باز میبینم که پولس رسول در رساله به تیطس مسیح عیسی را "خدای عظیم و نجات دهنده ما" خطاب میکند.

و آن امید مبارک و تجلی جلال خدای عظیم و نجات دهنده خود ما عیسی مسیح را انتظار کنیم.
رساله بتیطس باب دوم آیه 13.

همچنین نویسنده به عبرانیان میگوید: ای خدا تخت تو تا به ابد الاباد است. عبرانیان باب اول آیه 8.

پولس همچنین میگوید که مسیح قبل از آنکه به "صورت انسان" ظاهر شود، در اینجا منظور پولس اشاره به تن گرفتن واقعی انسانی مسیح است، که در "صورت خدا" بود. مراجعه شود به رساله فیلیپیان باب دوم آیات 5 تا 8.

در عبارتی مشابه این آیه میخوانیم، هر چند که عیسی انسان کاملی بود، همچنین او خدا بود که یکی از عبارتهای مشابه در رساله کولیسان باب اول آیه 15 است. " صورت خدا" بود. که به معنایی تجلی خدا بود. این توصیف در حقیقت در رساله عبرانیان از قوت بیشتر برخورددار است، به جملات این رساله توجه کنید:

او فروغ جلالش و خاتم جوهرش بوده و به کلمه قوت خود حامل همه موجودات بوده، چون طهارت گناهان را به اتمام رسانید به دست راست کبریا در اعلی علیین نشست. رساله عبرانیان باب اول آیه سوم.

پس اگر این آیه را در نظر بگیریم، دیگر جای هیچ شک و شبهه در مقدمه نوشته شده انجیل یوحنا باقی نمیماند که میگوید:

در ابتدا کلمه بود کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. انجیل یوحنا باب اول آیه اول
در ابتدا [عیسی] بود، [عیسی] نزد خدا بود و [عیسی] خدا بود.

شاگردان مسیح نه تنها بر این باور بودند که عیسی فراتر انسان معمولی بود، بلکه ایمان داشتند که او بزرگتر از همه موجودات عالم و حتی برتر از فرشتگان سماوی است. خواهش میکنم به این گفته پولس رسول توجه کنید:

عیسی " بالاتر از هر ریاست و قدرت و قوت و سلطنت و هر نامی است که خوانده میشود، و نه فقط در این عالم بلکه در عالم آینده نیز" رساله افسسیان باب اول آیه 21.

باز میبینم که حتی دیوها از او اطاعت میکردند. انجیل متی باب 8 آیات 28 تا 33. حتی فرشتگانی که حاضر نشدند تا مورد پرستش قرار بگیرند، آنها خود مسیح را پرستش کردند.

و من یوحنا این امور را [وقایع زمان آخر] شنیدم و دیدم و چون شنیدم و دیدم افتادم تا پیش پایهای آن فرشته که این امور را بمن نشان داد سجده کنم* او [فرشته] مرا گفت زنهار نکنی زیرا که هم خدمت با تو هستم و با انبیاء یعنی برادرانت و با آنانیکه کلام این کتاب را نگاه دارند خدا را سجده کن. کتاب مکاشفه باب 22 آیات 8 و 9.


اگر به رساله عبرانیان توجه کنیم میبینم که نویسنده این رساله کاملا و بطور واضح الوهیت مسیح عیسی را در جملات خود آشکار میکند. خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:

زیرا بکدام یک از فرشتگان هرگز گفت که تو پسر من هستی من امروز ترا تولید نمودم و ایضا [همینطور] من او را پدر خواهم بود و او پسر من خواهد بود* و هنگامیکه نخستزاده را باز بجهان میآورد میگوید که جمیع فرشتگان خدا او را پرستش کنند. رساله عبرانیان باب اول آیات 5 و 6.


قابل توجه فرقه شاهدان یهوه: توضیحی از این واضحتر و روشنتر ممکن نیست که بگوید عیسی تنها یک فرشته بود، بلکه خدای قدری بود که حتی فرشتگان او را پرستش میکنند. در حقیقت شواهد فراوانی چه از خود عیسی و چه از یاران و نزدیکان او در دست میباشد مبنی بر اینکه او ادعای خدا بودن را داشته و پیروان او هم به این ایمان داشتند.
در حقیقت پیروان مسیح عیسی لقبهای فراوانی، قدرتهای زیادی و حتی امتیازات بسیاری به او نسبت میدادند، که در حقیقت این القاب فقط منحصر به خدای حی بوده و است. چه به درستی که ما مسیحیان به درستی آن ایمان داریم و چه به اشتباه که بعضی تصور این اشتباه را برای ما مسیحیان دارند، شاگردان مسیح عیسی به گفته های خود در مورد سرورشان ایمان داشتند و حتی خود عیسی چنین نظری در مورد خودش داشت. این موضوعات شاگردان را واداشت که بگویند کلمه ازلی در جسم ظاهر شود. البته این گفته به خودی خود چیزی را ثابت نمیکند اما در کتب مقدس دلایل فراوانی یافت میشود که ثابت میکند مسیح الوهیت و ذات خدای قادر بود بر روی زمین. عیسی مسیح برای اثبات ادعاهای خود شواهد منحصر بفرد و بسیاری ارائه کرد که به جرعت میتواند گفت همانند او بر زمین تا به امروز یافت نشد.




برادر شما یوحنا

۱۳۹۱ بهمن ۱۴, شنبه

شواهد حقیقی در مورد عیسی مسیح. قسمت سوم

 
با سلامی دوباره به شما عزیزان، در مقاله قبلی گفتیم که کاهن اعظم بعد از شنیدن ادعای مسیح عیسی لباس کاهنت خود را از وسط پاره کرد و جملات عیسی را کفر به خدا دانست، چرا که عیسی مدعی شد او با خدا مساوی است و در حقیقت او خود را یهوه عهد عتیق دانست. برای اطلاعات بیشتر میتوانید به انجیل مرقس باب 14 آیات 61 تا 68 مراجعه کنید.

اگر ما عهد عتیق را بخوانیم متوجه خواهیم شد که پرستش تنها از آن خدای واحد است.

من هستم یهوه خدای تو که ترا از زمین مصر از خانه بندکی بیرون آوردم* ترا بحضور من خدایان دیگر نباشد.
                                                                                       کتاب تثنیه باب 5 آیه 6 و 7.

عزیزان اگر به عهد جدید مراجعه کنیم میبینیم که در این عهد نه تنها رسولان، بلکه فرشتگان خدا مانع پرستش دیگران  نسبت خود شدند، چونکه مبادا آنها بجای خدا مورد پرستش واقع شوند. خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:

اما چون آن دو رسول یعنی برنابا و پولس شنیدند جامهای خود را دریده در میان مردم افتادند و ندا کرده* گفتند ای مردمان چرا چنین {ما را پرستش میکنید) میکنید ما نیز انسان و صاحبان علتها مانند شما هستیم و بشما بشارت میدهیم که از این اباطیل رجوع کنید بسوی خدای حی که آسمان و زمین و دریا و آنچه را که در آنها است آفرید.
                                                                                          اعمال رسولان باب 14 آیات 14 تا 16.

و من یوحنا این امور را شنیدم و دیدم و چون شنیدم و دیدم افتادم تا پیش پایهای آن فرشته که این امور را بمن نشان داد سجده کنم* او مرا گفت زنهار نکنی زیرا که همخدمت با تو هستم و با انبیاء یعنی برادرانت و با آنانیکه کلام این کتابرا نگاه دارند.                                                             کتاب مکاشفه باب 22 آیات 8 و 9.

چنانکه از این آیات روشن است کسی بجز خدا نباید مورد پرستش قرار بگیرد. اما در مورد عیسی میبینیم که موضوع چیز دیگری را برایمان آشکار میکند و هرگز مسیح عیسی کسانی را که میخواستند او را پرستش کنند، ممانعت نکرد. خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:

و چون او{عیسی مسیح}از کوه بزیر آمد گروهی بسیار از عقب او روانه شدند* که ناگاه ابرصی {جذامی} آمد و او را پرستش نمود گفت ای خداوند اگر بخواهی میتوانی مرا طاهر سازی.
                                                                                             انجیل متی باب 8 آیات 1 و 2.

او{عیسی مسیح} هنوز این سخنانرا بدیشان میگفت که ناگاه رئیسی {سرپرست عبادتگاه} آمد و او را پرستش نمود گفت اکنون دختر من مرده است لکن بیا و دست خود را بروی گذار که زیست خواهد کرد.
                                                                                           انجیل متی باب 9 آیه 18.

و چون به کشتی سوار شدند باد ساکن گردید* پس اهل کشتی آمده او را پرستش کرده گفتند فی الحقیقه تو پسر خدا هستی.                                                                                     انجیل متی باب 14 آیات 32 و 33.


و همچون در انجیل متی باب 15 آیه 25 و باب 20 آیه 20 و انجیل مرقس باب 5 آیه 6.  میبینیم که در آیات مذکور عیسی مورد پرستش قرار گرفت ولی او هرگز مانع پرستش، پرستندگان خود نشد.

در مورد دیگری میتوان به سخنان عیسی توجه کرد چرا که سخنان او در راستای سخنان خداوند قرار داشت. مثلا به این عبارت توجه کنید:

شنیدید که به اولین گفته شده...... اما من به شما میگویم.  این گونه عبارت را میتوان در انجیل متی باب 5 آیه 21 و 22 پیدا کرد. و باز میبینم که مسیح عیسی از داشتن تمام قدرتها در سیطره خود میگوید: تمامی قدرت در آسمان و زمین به من داده شده است. پس رفته همه امتها را شاگرد من بسازید.   انجیل متی باب 28 آیات 18 و 19.


در عهد عتیق میبینم که خدا ده فرمان را برای پایه شریعت به قوم بنی اسرائیل میدهد، و باز میبینیم که مسیح عیسی میگوید حال من بشما حکم تازه ای میدهم.    به شما حکم تازه میدهم که یک دیگر را محبت کنید.  انجیل یوحنا باب 13 آیه 34. باز عیسی فرمود: هر آینه به شما میگویم تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد. انجیل متی باب 5 آیه 18. ولی جالب اینجاست که مسیح عیسی بعد از مدت زمانی میگوید:
آسمان و زمین زایل خواهد شد لیکن سخنان من هرگز زایل نخواهند شد. انجیل متی باب 24 آیه 35.

از سخنان مسیح عیسی درمیآبیم که او بر این باور بود که کلام او همان اقتدار کلام گذشته در عهد عتیق بوده است، مسیح عیسی از پیروان خود نه تنها خواست که از او اطاعت کنند بلکه از آنها خواست که بنام او دعا کنند. به این آیات توجه کنید:

هر چیزی را که اسم من سوال کنید بجا خواهم آورد.... اگر به اسم من طلب کنید من آن را بجا خواهم آورد.
                                                                                انجیل یوحنا باب 14 آیات 13 و 14.

اگر در من بمانید و کلام من در شما بماند، آنچه که شما بطلبید برای شما بجا میآورم.
                                                                               انجیل یوحنا باب 15 آیه 7.

در حقیقت در واکنش به این سخنان حواریون مسیح عیسی بنام او دعا میکردند و دعاهای خود را به حضور او بیان میکردند.

بنام خداوند ما عیسی مسیح هنگامیکه شما با روح من با قوت خداوند ما عیسی مسیح جمع شوید.
                                                                              رساله اول قرنتیان باب 5 آیه 4.

و چون استیفان را سنگسار میکردند او دعا نمود گفت ای عیسی خداوند روح مرا بپذیر.
                                                                              اعمال رسولان باب 7 آیه 59.

اگر عزیزان با انصاف به آیات مندرج در این مقاله توجه کرده باشند و همچنین با توجه به راهها متفاوتی که عیسی بیان کرده، به روشنی و با صراحت او خود را یهوه زمان معرفی میکند. حالا چه به گفته های او ایمان داشته باشیم و چه به گفته های او ایمان نداشته باشیم متوجه خواهیم شد که مسیح عیسی در حین که جسم انسانی داشت، ادعای خدای را هم داشته است. علاوه بر ادعاهای خود عیسی، شاگردانش  نیز ادعای الوهیت سرورشان را پذیرفته بودند و این ادعاها از طرف شاگردانش به طرقهای متفاوتی بیان شده است. شاگردان عیسی در تائید الوهیت عیسی او را اول آخر و ابتدا و انتها، الف و یا، نور حقیقی، صخره، داماد، رئیس شبانان، شبان اعظم میدانستند. به این آیات توجه کنید:

و چون او را دیدم مثل مرده پیش پایهایش افتادم و دست  راست خود را بر من نهاده گفت ترسان مباش من هستم اول و آخر و زنده.                                         گفته یوحنا در کتاب مکاشفه باب اول آیه 17.


شخصی از جانب خدا فرستاده شد که اسمش یحیی بود* او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد تا همه بوسیله او ایمان آورند* او {یحیی} آن نور نبود بلکه آمد تا بر نور {عیس} شهادت دهد* آن نور حقیقی بود که هر انسانرا منور میگرداند و در جهان آمدنی بود.                                           انجیل یوحنا باب 1 آیات 5 تا 9.


و همه همان شرب روحانیرا نوشیدند زیرا که میآشامیدند از صخره روحانیکه از عقب ایشان میآمد و آن صخره مسیح بود.                                                                               اول قرنتیان باب 10 آیه 5.


در آنروز ملکوت آسمان مثل ده باکره خواهد بود که مشعلهای خود را برداشته به استقبال داماد بیرون رفتند.
                                                                                       انجیل متی باب 25 آیه اول.

تا در وقتیکه رئس شبانان ظاهر شود تاج ناپژمرده {بی پایان} جلال را بیابید.
                                                                                          اول پطرس باب 5 آیه 4.

پس خدای سلامتی که شبان اعظم گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون عهد ابدی از مردگان برخیزانید.
                                                                                            عبرانیان باب 13 آیه 20.


شاگردان مسیح همچنین تعلیم میدادند که مسیح عیسی زندگان و مردگان را داوری خواهد کرد. در یکی از سفارشهای پولس رسول به تیموتاوس چنین میخوانیم:

ترا در حضور خدا و مسیح عیسی که بر زندگان و مردگان داوری خواهد کرد قسم میدهم و بظهور و ملکوت او.
                                                                                                 رساله دوم تیموتاوس باب 4 آیه 1.

میبینیم که تمامی این عناوین در عهد عتیق مختص یهوه خدا بوده و حال در عهد جدید به مسیح عیسی اطلاق داده شده است. در عهد جدید در انجیل متی با متن آغاز میشود که میفرماید: عیسی "عمانوئیل" است یعنی "خدا با ما"
این عنوان در کتاب اشعیاء نبی  در مورد مسیح موعود نبوت شده است.

بنابرین خود خداوند بشما آیتی خواهد داد اینک باکره حامله شده پسری خواهد زائید و نام او را "عمانوئیل" خواهد خواند.                                                                                   اشعیاء نبی باب 7 آیه 14.

هم چنین عنوان مسیح خود بیانگر همان مفهومی است که عنوان "ماشیح" {مسح شده} در زبان عبری میباشد. در کتاب زکریا نبی باب 12 آیه 10 میخوانیم که یهوه خدا میگوید:   بر من که نیزه زده اند خواهند گریست . نویسندگان عهد جدید در نوشته های خود متذکر شده اند که این گفته به واقعه مصلوب شدن مسیح عیسی و نیزه خوردن او بر روی صلیب رخ داده است.

و باز کتاب دیگر {کتاب اشعیاء نبی} میگوید آن کسیرا که نیزه زدند خواهند نگریست. 
                                                                                                      انجیل یوحنا باب 19 آیه 37.

اینک با ابرها میآید و هر چشمی او را خواهد دید و آنانیکه او را نیزه زدند و تمامی امتهای جهان برای وی خواهند نالید بلی آمین.                                                                                 مکاشفه باب 1 آیه 7.

در این راستا پولس رسول در رساله خود به فیلیپیان از کتاب اشعیاء نبی به این جماعت بازگو میکند که میگوید:

تا بنام عیسی هر زانوئی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است خم شود* و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح خداوند است برای تمجید خدای پدر.
                                                                                         فیلیپیان باب 2 آیات 10 و 11.

ای جمیع کرانهای زمین بمن توجه نمائید و نجات یابید زیرا من خدا هستم و دیگری نیست* بذات خود قسم خوردم و این کلام بعدالت از دهانم صادر گشته برنخواهد گشت که هر زانو پیش من خم خوتهد شد و هر زبان بمن قسم خواهد خورد.                                                                       کتاب اشعیاء نبی باب 45 آیات 22 و 23.


پولس رسول در رساله خود به فیلیپیان از کتاب اشعیاء نبی به این جماعت در مورد خم شدن و اقرارهر شخصی در برابر مسیح عیسی سخن میگوید. و با این گفته او مسیح عیسی را "ماشیح" و "یهوه" میخواند.

ادامه دارد.....




  برادر شما یوحنا

۱۳۹۱ بهمن ۳, سه‌شنبه

شواهد حقیقی در مورد مسیح عیسی. قسمت دوم


با سلامی دوباره به شما عزیزان، چنانکه در قسمت اول این مقاله گفتیم مسیح عیسی با شفای مرد مفلوج ثابت کرد که سخن او در مورد بخشش گناهان آن مرد مفلوج پوچ و بیهوده نبوده است. در این مقاله در مورد یکی دیگر از امتیازات ویژه مسیح عیسی میپردازیم. در کتب عهد جدید میخوانیم که عیسی  مسیح مدعی زنده کردن مردگان و حتی داوری آنها را دارد. خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:

آمین، آمین به شما میگویم که ساعتی میآید بلکه الآن است که مردگان صدای پسر خدا را می شنوند و هر که بشنود زنده گردد... و بیرون خواهند آمد، هر که اعمال نیکو کرد، برای قیامت حیات و هر که اعمال بد کرد، به جهت داوری.                                                                        انجیل یوحنا باب 5 آیات 25 و 28.

در انجیل یوحنا باب 5 آیه 21.  گفته مسیح عیسی تمام شک و تردیدها را در مورد تعالیم خود از بین برد و یا بقولی آنها را بر طرف کرد. خواهش میکنم به این آیه هم توجه کنید:

هم چنان که پدر مردگان را برمیخیزاند و زنده میکند همچنین پسر نیز هر که را میخواهد زنده میکند.
                                                                                          انجیل یوحنا باب 5 آیه 21.

این سخنان باید بسیار خاص باشد چرا که عهد عتیق و تورات به روشنی به ما تعلیم میدهد که تنها  خدا است که میتواند به انسان حیات بخشد، مردگان را قیام دهد  یا حتی داوری دهد. خواهش میکنم یه آیات مربوطه توجه کنید:

الآن ببینید که من خود او هستم و با من خدای دیگری نیست من میمیرانم و زنده میکنم.....
                                                                                     کتاب تثنیه باب 32 آیه 39.

خداوند میمیراند و زنده میکند...                                            کتاب اول سموئیل باب 2 آیه 6.

عزیزان و حق جویان عزیز، اگر به آیات گفته شده در تورات و صحفه انبیاء توجه کنند میبیند که مسیح عیسی با جسارت خاصی ویژگی های خدا را در خود بیان میکند.   مسیح عیسی حتی جلالی را که فقط شایسته خداست، برای خود منظور داشت. به این آیه در انجیل یوحنا توجه کنید:
                                                                            
تا آنکه همه پسر را حرمت بدارند همچنانکه پدر را حرمت میدارند و کسی که به پسر حرمت نکند به پدریکه او را فرستاد حرمت نکرده است.                                              انجیل یوحنا باب 5 آیه 22.

در حقیقت این سخنان برای یهودیان آن زمان بسیار سخت بود چرا که آنها بعد از شنیدن این نوع سخن از مسیح عیسی بر آن شدند تا او را همانند یک کافر سنگسار کنند:

پس از این سبب یهودیان بیشتر قصد قتل او را کردند زیرا که نه تنها  سبت را میشکست بلکه خدا را نیز پدر خود گفته خود را مساوی خدا میساخت.                                             انجیل یوحنا باب 5 آیه 17.


اگر به تعالیم کتب تورات و صحفه انبیاء در عهد عتیق توجه کنیم، میبینم که عهد عتیق موید این است که مسیح موعود خود خدا است. به این آیات توجه کنید:

زیرا که برای ما ولدی زائیده و پسری بما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مسیر خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.         اشعیاء نبی باب 9 آیه 6.

در آیه فوق میبینم که اشعیاء نبی مسیح موعود را "خدای قدیر" میخواند. و یا نویسنده کتاب مزمور در باب 45 آیه 6 در مورد مسیح موعود چنین میگوید:

ای خدا تخت تو تا ابد الآباد است.....          

و هم چون نویسنده عبرانیان در عهد جدید در مورد مسیح چنین مدعی میباشد:

اما در حق پسر ای خدا تخت تو تا ابدالآباد است.......                           عبرانیان باب 1 آیه 8.

و همچنین در کتاب مزمور باب 110 آیه یک میخوانیم:

یهوه بخداوند من گفت بدست راست من بنشین تا دشمنانترا پای انداز تو سازم.     

و این در حقیقت نوعی مکالمه  میان پدر و پسر میباشد.        مسیح عیسی در انجیل متی باب 22 آیات 43 و 44 میگوید:   شخص مکالمه کننده خود شخص او میباشد.  در نبوتی بسیار بزرگ دانیال او را پسر انسان" قدیم الایام" مینامد.

تا حینیکه "قدیم الآیام" آمد و داوری بقدسانن حضرت اعلی تسلیم شو و زمانی رسید که مقدسان ملکوترا بتصرف آوردند.                                                                       دانیال باب 7 آیه 22.


این عبارت در باب دوم دوبار در مورد خدا (خدای پدر) استفاده شده است، مسیح عیسی در دادگاهی که یهودیان برای او تشکیل دادند در حضور کاهن اعظم تائید کرد که او همان مسیح موعود است. زمانی که کاهن اعظم از او در مورد "پسر خدا بودن" پاسخ خواست: آیا تو همان پسر خدای متبارک هستی؟ مسیح عیسی چنین پاسخ داد:

من هستم و پسر انسان را خواهید دید که به دست راست قوت نشسته است در ابرها  آسمان خواهد آمد. در آن لحظه کاهن اعظم لباس کاهنت خود را پاره کرد و گفت: دیگر چه حاجتی به شاهدان دارید؟ آیا کفر گفتن او شنیدید؟ هیچ شکی دیگر نمیماند که عیسی  با مدعی بودن "مسیح بودن" مساوی بودن با خدا را برای آنان منظور داشت چرا که این ادعا نشان میداد که  او یهوه عهد عتیق میباشد. برای اطلاعات بیشتر میتوانید به انجیل مرقس باب 14 آیات 61 تا 68 مراجعه کنید.

ادامه دارد...

تا مقاله بعد شما عزیزان را به خدای زنده میسپارم.
 


برادر شما یوحنا











 

۱۳۹۱ دی ۲۱, پنجشنبه

شواهد حقیقی در مورد مسیح عیسی . قسمت اول

این مقاله  سعی دراثبات  شواهد حقیقی در مورد مسیح عیسی میباشد، که ثابت میکند، عیسی مسیح کیست؟

حق جویان عزیز، از اینکه قرآن باوردارد که مسیح عیسی از طرف خدا فرستاده شده و از طرف او سخن گفته  و  معجزات انجام شده او از طرف خداست شکی برای کسی نمیگذارد.

ولی چنانکه شما عزیزان، میدانید نه فقط کتاب مسلمین معجزات عیسی را تائید میکند بلکه صعود عیسی به آسمان را هم تائید میکند. خواهش میکنم به سوره النساء آیه 158 در قرآن مراجعه کنید. در سوره قرآن آمده است:

بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿158﴾

ترجمه آیه :

بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد و خدا توانا و حكيم است (158)

البته باید این را هم اضافه کنم هرچند مسلمین، قیام و زنده شدن عیسی مسیح را از مردگان انکار میکنند اما بر حقانیت معجزات عیسی مسیح صحت میگذارند و اعمال  عیسی را از طرف خدا میدانند چنانکه در ابتدا عنوان شد.

در نتیجه میتوان اینطور گفت که مسلمین به تولد  و حیات طبیعی و پایان غیر طبیعی عیسی مسیح ایمان دارند. منظور از پایان غیر طبیعی زندگی او ( صعود عیسی به آسمان میباشد) که ایشان به آن ایمان دارند.  و در حقیقت برای خود مسلمین این کاملا روشن است که عیسی "از نظرآنان  یک پیامبر ویژه و خاصی بوده است".

البته باید  به عنوان یک مسیحی اذعان کنم، ایمان در مسیحیت چیزی فراتر از این میباشد. چرا که ما مسیحیان عقیده داریم که عیسی مسیح نه فقط یک پیامبر ویژه بوده بلکه او پسر خدای زنده میباشد و این چیزی است که بر خلاف عقیده مسلمین میباشد.

در مسیحیت هم همانند قرآن، معجزات را محکی  برای حقانیت شناخت انبیاء خدا میداند. خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:

و شخصی از فریسیان نیقودیموس نام از روسای یهود بود* او در شب نزد عیسی آمده بوب گفت ای استاد میدانیم که تو معلم هستی که از جانب خدا آمده زیرا هیچ کس نمیتواند معجزاتیرا که تو مینمائی بنماید جز اینکه خدا با وی باشد.       یوحنا باب 3 آیات 1 و 2.

پس ما چگونه رستگار گردیم اگر از چنین نجاتی عظیم غافل باشیم که در ابتدا تکلم بآن از خداوند بود و بعد کسانیکه شنیدند بر ما ثابت گردانیدند* در حالیکه خدا نیز با ایشان شهادت میداد بآیات و معجزات و انواع قوات و عطایای روح القدس بر حسب اراده خود.        رساله عبرانیان باب 2 آیات 3 و 4.

همچنین کتب خروج باب چهارم و اول پادشاهان باب هیجدهم در مورد این حقانیت سخن گفتند.

عیسی مسیح در اناجیل بارها مدعی بود که او پسر خدای حی میباشد. قبل از اینکه در مورد این ادعا بنویسم. لازم میدانم پاسخ کوتاهی در مورد سوء تعبیر دوستان مسلمان بدهم. متاسفانه زمانی که این جمله در مسیحیت گفته میشود عزیزان مسلمان به رابطه جنسی این موضوع فکر میکنند، گویا برای آنها چنین تعبیر میشود که خدا در رابطه جنسی با شخصی دیگر عیسی را بدنیا آورده است. اگر کسی در دنیا پیدا شود که چنین تفکری در مورد خداوند داشته باشد او کفرگو و کفار به خدا محسوب میشود و هرگز مسیحیت این موضوع را قبول نمیکند.
تکیه گاه مسلمانان بیشتر دراین مورد به  سوره مریم آیه 35 برمیگردد.




مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿35﴾

ترجمه آیه

خدا را نسزد كه فرزندى برگيرد منزه است او چون كارى را اراده كند همين قدر به آن مى‏گويد موجود شو پس بى‏درنگ موجود مى‏شود (35)
 
 میبینیم که دوستان مسلمان به این آیه فوق استناد میکنند و میگویند: خدا هرگز پسری برای خود نداشته و این عقیده در افکار تمام مسلمین حک شده است. در حقیقت این دوستان به این باور هستند که منظور پسر خدا بودن عیسی بر اثر رابطه جنسی خدا با مریم بوده است. باید به این عزیزان بگویم که این نوع افکار کاملا از سوی مسیحیت و کتب مقدس رد میشود. خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:
 
اما ولادت عیسی مسیح چنین بود که چون مادرش مریم بیوسف نامزد شده بود قبل از آنکه با هم آیند او را از روح القدس حامله یافتند* و شوهرش یوسف چونکه مرد صلاح بود و نخواست او را عبرت نماید پس اراده نمود او را به پنهانی رها کند* اما چون او در این چیزها تفکر میکرد ناگاه فرشته خداوند در خواب بروی ظاهر شده گفت: ای یوسف پسر داود از گرفتن زن خویش مریم مترس زیرا که آنچه در وی قرار گرفته است از روح القدس است* و او پسری خواهد زائید و نام او را عیسی خواهی نهاد زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید* و این همه برای آن واقع شد تا کلامیکه خداوند بزبان نبی (اشعیاء نبی) گفته بود تمام گردد* که اینکه باکره (مریم) آبستن شده پسری خواهد زائید و نام او را عمانوئیل خواهند خواند که تفسیرش این است خدا با ما* پس چون یوسف از خواب بیدار شد چنانکه فرشته خداوند بدو امر کرده بود بعمل آورد و زن خویشرا گرفت* و تا پسر نخستین خود را نه زائید او را نشناخت (با مریم همبستر نشد) و او را عیسی (یشوع) نام نهاد.
                                                                                             انجیل متی باب اول آیات 18 تا آخرباب.
 
همینطور برای اطلاعات بیشتر میتوان به انجیل لوقا باب اول آیات 26 تا 35 مراجعه کرد.
 
مشکل دوم دوستان مسلمان در مورد عبارت "پسر خدا" میباشد، عزیزان باید در نظر داشته باشند که در زبان عربی برای عبارت "پسر" دو واژه وجود دارد که باید این دو را از هم دیگر جدا دانست.
عبارت ابن در عربی میتواند مفهوم گسترده ای در موضوعات مجازی و استعاری داشته باشد. برای  مثال میتوان به عبارت مسافر در عربی اشاره کرد ابن سبیل به معنای پسر راه میباشد و در مورد عبارت دوم باید به عبارت ولد اشاره کرد که اشاره به پسر و یا فرزندی است که از رابطه جنسی بدنیا آمده است. اگر عزیزان این مفاهیم را در در نظر بگیرند میتوانند به راحتی به معنای "پسر خدا" در مسیحیت پی ببرند، بدون آنکه نسبت به خدا کفر تفکر کرده باشند.
 
برای روشن شدن عبارت پسر خدا باید به عهد عتیق اشاره شود. خدا در عهد عتیق خود را با نام "یهوه" آشکار کرد این همان نامی است که خدا در کتاب خروج باب 3 آیه 14 بر موسی نبی آشکار کرد. خدا به موسی نبی گفت هستم آنکه هستم. برای خدا عناوین زیادی در کتب مقدس بکار رفته است، همانند ادونای و الوهیم و غیره ...
اما نام یهوه در عهد عتیق فقط برای خدای واحد حقیقی بکار میرفت. کتاب مقدس به ما انسانها یاد میدهد که فقط باید خدای واحد حقیقی را پرستش کنیم و از پرستش دیگر انسانها و یا دیگر موجودات آسمانی و زمینی پرهیز کنیم.
 
ترا خدایان دیگر غیر از من نباشد* صورتی تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمانست و از آنچه پائین در زمین است و از آنچه در آب زیر زمینست برای خود مساز* نزد آنها سجده مکن و آنها را عبادت منما زیرا من که یهوه خدای تو میباشم خدای غیور هستم.                         کتاب تثنیه باب 20 آیات 3-5.
 
حق جویان گرامی، چنانکه اشعیاء نبی میگوید: ...... یهوه چنین میگوید من اول هستم و من آخر هستم و غیر از من خدائی نیست.         اشعیاء نبی باب 44 آیه 6.
 
و باز در همین کتاب میخوانیم:
 
من یهوه هستم و اسم من همین است و جلال خود  را بکسی دیگر نمیدهم و ستایش خویشرا به بتهای تراشیده نخواهم داد.
                                                                                                       اشعیاء باب 42 آیه 8.
 
بنابراین اگر در عهد جدید به سخنان مسیح عیسی نگاه کنیم، میبینم همان گفته های یهوه در عهد عتیق از زبان او تکرار میشود به این آیات توجه کنید:
 
و الان تو ای پدر مرا نزد خود جلال ده بهمان جلالی که قبل از آفرینش جهان نزد تو داشتم.
                                                                                                    انجیل یوحنا باب 17 آیه 5.
 
در عهد عتیق یهوه چنین میگوید:  
من یهوه هستم و اسم من همین است و جلال خود را بکسی دیگر نمیدهم.              اشعیاء باب 42 آیه 8.
 
و باز میبینم که مسیح عیسی در کتاب مکاشفه میگوید:
 
من هستم الف و یا. اول و آخر.                                                            مکاشفه باب اول آیه 8.
 
یعنی اگر عزیزان توجه داشت باشند مسیح عیسی همانند جملاتی را بکار میبرد که یهوه خدا در کتاب اشعیاء نبی باب 42 آیه 8 بکار برده است.
 
باز اگر به کتاب مزامیر نگاه کنیم میبینم نویسنده کتاب مذکور خداوند را شبان خود میخواند، چیزی که مسیح عیسی در عهد جدید بکار برد.  عیسی در انجیل یوحنا باب 10 آیه 11 میگوید:
 
من شبان نیکو هستم.   مقایسه شود با مزامیر باب 23 آیه اول که داود نبی و پادشاه اسرائیل در مورد خداوند ذکر کرد.  خداوند شبان من است.
 
 
اگر به کلمات یوئیل نبی در عهد عتیق توجه کنیم میبینم که یهوه میگوید:
 
امتها برانگیخته شوند و بوادی یهوشافاط برآیند زیرا که من در آنجا خواهم نشست تا برهمه امتهائیکه به اطراف آن هستند داوری نمایم.                                                                          یوئیل نبی باب 3 آیه 12.
 
و حال اگر به انجیل یوحنا مراجعه کنیم میبینم که عیسی مسیح خود را صاحب داوری در روز قیامت میخواند. خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:
 
و از این تعجب مکیند زیرا ساعتی خواهند میآمد که در ان جمیع کسانیکه در قبور میباشند آواز او را خواهند شنید* و بیرون خواهند آمد هر که اعمال نیکو کرد برای قیامت حیات و هر که اعمال بد کرد بجهت قیامت داوری.
                                                                                              انجیل یوحنا باب 5 آیات 27 و 28.
 
عزیزان اگر به لقبهای که عیسی مسیح برای خود در سخنان خود بکار میبرد توجه کنند، میبیند که یهوه خدا در عهد عتیق از این القاب برای خود استفاده میکرد به این آیه توجه کنید:
 
و خداوند میگوید که در آنروز مرا ایشی (یعنی شوهر من) خواهد خواند....
                                                                                                هوشع نبی باب 2 آیه 16.
و حال به لقب عیسی توجه کنید:
 
در آنروز ملکوت آسمان مثل ده باکره خواهد بود که مشعلهای هود را برداشته به استقبال داماد بیرون رفتند.
                                                                                              انجیل متی باب 25 آیه 1.
 
همچنین در کتاب مزامیر داود نبی میخوانیم که خداوند نور من است، ادعای که عیسی مسیح در مورد خود در عهد جدید کرد. این آیات را با هم مقایسه کنید:  مزامیر باب 27 آیه 1 و انجیل یوحنا باب 8 آیه 12.
 
شاید قویترین گفته مسیح در عهد جدید مبنع بر اینکه او همان یهوه عهد عتیق است در انجیل یوحنا میباشد، زمانی که به فریسیان گفتم: بیش از ابراهیم باشد من هستم. در حقیقت این سخن نه تنها ثابت میکند که عیسی قبل از ابراهیم وجود داشته است بلکه برابری او را در مقابل "یهوه خدای بنی اسرائیل"  نشان میدهد.
درزمان قبل از مسیح عیسی  یهوه به موسی نبی گفت من یهوه هستم. (من هستم).  کلام خدا بما میگوید زمانی که یهودیان این جملات را در عهد جدید از مسیح عیسی شنیدند میخواستند او را سنگ سار کنند. برای اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع میتوانید به انجیل یوحنا باب 8 آیه 58 و باب 10 آیات 31 تا 33 و همچون به انجیل مرقس باب 14 آیه 64 مراجعه کنید.
 
در حقیقت مسیح عیسی در طول زندگی انسانی خود بارها خود را با یهوه برابر دانست، این امتیازی خاصی بود که مسیح عیسی برای خود قائل می شد. در عهد جدید میخوانیم که مسیح عیسی نه تنها معجزات انجام میداد بلکه گناه انسانها را میآمرزید. خواهش میکنم به این آیه توجه کنید:
 
عیسی چون ایمان ایشانرا دید مفلوج را گفت ای فرزند گناهان تو آمرزیده شد.   انجیل باب 2 آیه 5.
 
در همین انجیل میخوانیم که کاتبان یهودی در عکس العمل به این عمل و شنیدن بخشیدن گناهان از سوی عیسی به هم دیگر گفتن چرا این شخص کفر میگوید مگر بجز خدا کسی میتواند گناه اشخاص را بیآمرزد؟
 
باز در همین انجیل میخوانیم که سخن مسیح سخن پوچ و بیهوده نبود چرا که این کلماتی به یک مفلوجی گفته شده بود که مسیح او را در همان مکان شفا داد، و این شفا حقانیت مسیح را در گفتار او ثابت میکند.
 
این مقاله ادامه دارد تا قسمت دوم خدا یار و نگهدار شما عزیزان باشد.
 
 
برادر شما  یوحنا