۱۳۹۱ دی ۲۱, پنجشنبه

شواهد حقیقی در مورد مسیح عیسی . قسمت اول

این مقاله  سعی دراثبات  شواهد حقیقی در مورد مسیح عیسی میباشد، که ثابت میکند، عیسی مسیح کیست؟

حق جویان عزیز، از اینکه قرآن باوردارد که مسیح عیسی از طرف خدا فرستاده شده و از طرف او سخن گفته  و  معجزات انجام شده او از طرف خداست شکی برای کسی نمیگذارد.

ولی چنانکه شما عزیزان، میدانید نه فقط کتاب مسلمین معجزات عیسی را تائید میکند بلکه صعود عیسی به آسمان را هم تائید میکند. خواهش میکنم به سوره النساء آیه 158 در قرآن مراجعه کنید. در سوره قرآن آمده است:

بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿158﴾

ترجمه آیه :

بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد و خدا توانا و حكيم است (158)

البته باید این را هم اضافه کنم هرچند مسلمین، قیام و زنده شدن عیسی مسیح را از مردگان انکار میکنند اما بر حقانیت معجزات عیسی مسیح صحت میگذارند و اعمال  عیسی را از طرف خدا میدانند چنانکه در ابتدا عنوان شد.

در نتیجه میتوان اینطور گفت که مسلمین به تولد  و حیات طبیعی و پایان غیر طبیعی عیسی مسیح ایمان دارند. منظور از پایان غیر طبیعی زندگی او ( صعود عیسی به آسمان میباشد) که ایشان به آن ایمان دارند.  و در حقیقت برای خود مسلمین این کاملا روشن است که عیسی "از نظرآنان  یک پیامبر ویژه و خاصی بوده است".

البته باید  به عنوان یک مسیحی اذعان کنم، ایمان در مسیحیت چیزی فراتر از این میباشد. چرا که ما مسیحیان عقیده داریم که عیسی مسیح نه فقط یک پیامبر ویژه بوده بلکه او پسر خدای زنده میباشد و این چیزی است که بر خلاف عقیده مسلمین میباشد.

در مسیحیت هم همانند قرآن، معجزات را محکی  برای حقانیت شناخت انبیاء خدا میداند. خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:

و شخصی از فریسیان نیقودیموس نام از روسای یهود بود* او در شب نزد عیسی آمده بوب گفت ای استاد میدانیم که تو معلم هستی که از جانب خدا آمده زیرا هیچ کس نمیتواند معجزاتیرا که تو مینمائی بنماید جز اینکه خدا با وی باشد.       یوحنا باب 3 آیات 1 و 2.

پس ما چگونه رستگار گردیم اگر از چنین نجاتی عظیم غافل باشیم که در ابتدا تکلم بآن از خداوند بود و بعد کسانیکه شنیدند بر ما ثابت گردانیدند* در حالیکه خدا نیز با ایشان شهادت میداد بآیات و معجزات و انواع قوات و عطایای روح القدس بر حسب اراده خود.        رساله عبرانیان باب 2 آیات 3 و 4.

همچنین کتب خروج باب چهارم و اول پادشاهان باب هیجدهم در مورد این حقانیت سخن گفتند.

عیسی مسیح در اناجیل بارها مدعی بود که او پسر خدای حی میباشد. قبل از اینکه در مورد این ادعا بنویسم. لازم میدانم پاسخ کوتاهی در مورد سوء تعبیر دوستان مسلمان بدهم. متاسفانه زمانی که این جمله در مسیحیت گفته میشود عزیزان مسلمان به رابطه جنسی این موضوع فکر میکنند، گویا برای آنها چنین تعبیر میشود که خدا در رابطه جنسی با شخصی دیگر عیسی را بدنیا آورده است. اگر کسی در دنیا پیدا شود که چنین تفکری در مورد خداوند داشته باشد او کفرگو و کفار به خدا محسوب میشود و هرگز مسیحیت این موضوع را قبول نمیکند.
تکیه گاه مسلمانان بیشتر دراین مورد به  سوره مریم آیه 35 برمیگردد.




مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿35﴾

ترجمه آیه

خدا را نسزد كه فرزندى برگيرد منزه است او چون كارى را اراده كند همين قدر به آن مى‏گويد موجود شو پس بى‏درنگ موجود مى‏شود (35)
 
 میبینیم که دوستان مسلمان به این آیه فوق استناد میکنند و میگویند: خدا هرگز پسری برای خود نداشته و این عقیده در افکار تمام مسلمین حک شده است. در حقیقت این دوستان به این باور هستند که منظور پسر خدا بودن عیسی بر اثر رابطه جنسی خدا با مریم بوده است. باید به این عزیزان بگویم که این نوع افکار کاملا از سوی مسیحیت و کتب مقدس رد میشود. خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:
 
اما ولادت عیسی مسیح چنین بود که چون مادرش مریم بیوسف نامزد شده بود قبل از آنکه با هم آیند او را از روح القدس حامله یافتند* و شوهرش یوسف چونکه مرد صلاح بود و نخواست او را عبرت نماید پس اراده نمود او را به پنهانی رها کند* اما چون او در این چیزها تفکر میکرد ناگاه فرشته خداوند در خواب بروی ظاهر شده گفت: ای یوسف پسر داود از گرفتن زن خویش مریم مترس زیرا که آنچه در وی قرار گرفته است از روح القدس است* و او پسری خواهد زائید و نام او را عیسی خواهی نهاد زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید* و این همه برای آن واقع شد تا کلامیکه خداوند بزبان نبی (اشعیاء نبی) گفته بود تمام گردد* که اینکه باکره (مریم) آبستن شده پسری خواهد زائید و نام او را عمانوئیل خواهند خواند که تفسیرش این است خدا با ما* پس چون یوسف از خواب بیدار شد چنانکه فرشته خداوند بدو امر کرده بود بعمل آورد و زن خویشرا گرفت* و تا پسر نخستین خود را نه زائید او را نشناخت (با مریم همبستر نشد) و او را عیسی (یشوع) نام نهاد.
                                                                                             انجیل متی باب اول آیات 18 تا آخرباب.
 
همینطور برای اطلاعات بیشتر میتوان به انجیل لوقا باب اول آیات 26 تا 35 مراجعه کرد.
 
مشکل دوم دوستان مسلمان در مورد عبارت "پسر خدا" میباشد، عزیزان باید در نظر داشته باشند که در زبان عربی برای عبارت "پسر" دو واژه وجود دارد که باید این دو را از هم دیگر جدا دانست.
عبارت ابن در عربی میتواند مفهوم گسترده ای در موضوعات مجازی و استعاری داشته باشد. برای  مثال میتوان به عبارت مسافر در عربی اشاره کرد ابن سبیل به معنای پسر راه میباشد و در مورد عبارت دوم باید به عبارت ولد اشاره کرد که اشاره به پسر و یا فرزندی است که از رابطه جنسی بدنیا آمده است. اگر عزیزان این مفاهیم را در در نظر بگیرند میتوانند به راحتی به معنای "پسر خدا" در مسیحیت پی ببرند، بدون آنکه نسبت به خدا کفر تفکر کرده باشند.
 
برای روشن شدن عبارت پسر خدا باید به عهد عتیق اشاره شود. خدا در عهد عتیق خود را با نام "یهوه" آشکار کرد این همان نامی است که خدا در کتاب خروج باب 3 آیه 14 بر موسی نبی آشکار کرد. خدا به موسی نبی گفت هستم آنکه هستم. برای خدا عناوین زیادی در کتب مقدس بکار رفته است، همانند ادونای و الوهیم و غیره ...
اما نام یهوه در عهد عتیق فقط برای خدای واحد حقیقی بکار میرفت. کتاب مقدس به ما انسانها یاد میدهد که فقط باید خدای واحد حقیقی را پرستش کنیم و از پرستش دیگر انسانها و یا دیگر موجودات آسمانی و زمینی پرهیز کنیم.
 
ترا خدایان دیگر غیر از من نباشد* صورتی تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمانست و از آنچه پائین در زمین است و از آنچه در آب زیر زمینست برای خود مساز* نزد آنها سجده مکن و آنها را عبادت منما زیرا من که یهوه خدای تو میباشم خدای غیور هستم.                         کتاب تثنیه باب 20 آیات 3-5.
 
حق جویان گرامی، چنانکه اشعیاء نبی میگوید: ...... یهوه چنین میگوید من اول هستم و من آخر هستم و غیر از من خدائی نیست.         اشعیاء نبی باب 44 آیه 6.
 
و باز در همین کتاب میخوانیم:
 
من یهوه هستم و اسم من همین است و جلال خود  را بکسی دیگر نمیدهم و ستایش خویشرا به بتهای تراشیده نخواهم داد.
                                                                                                       اشعیاء باب 42 آیه 8.
 
بنابراین اگر در عهد جدید به سخنان مسیح عیسی نگاه کنیم، میبینم همان گفته های یهوه در عهد عتیق از زبان او تکرار میشود به این آیات توجه کنید:
 
و الان تو ای پدر مرا نزد خود جلال ده بهمان جلالی که قبل از آفرینش جهان نزد تو داشتم.
                                                                                                    انجیل یوحنا باب 17 آیه 5.
 
در عهد عتیق یهوه چنین میگوید:  
من یهوه هستم و اسم من همین است و جلال خود را بکسی دیگر نمیدهم.              اشعیاء باب 42 آیه 8.
 
و باز میبینم که مسیح عیسی در کتاب مکاشفه میگوید:
 
من هستم الف و یا. اول و آخر.                                                            مکاشفه باب اول آیه 8.
 
یعنی اگر عزیزان توجه داشت باشند مسیح عیسی همانند جملاتی را بکار میبرد که یهوه خدا در کتاب اشعیاء نبی باب 42 آیه 8 بکار برده است.
 
باز اگر به کتاب مزامیر نگاه کنیم میبینم نویسنده کتاب مذکور خداوند را شبان خود میخواند، چیزی که مسیح عیسی در عهد جدید بکار برد.  عیسی در انجیل یوحنا باب 10 آیه 11 میگوید:
 
من شبان نیکو هستم.   مقایسه شود با مزامیر باب 23 آیه اول که داود نبی و پادشاه اسرائیل در مورد خداوند ذکر کرد.  خداوند شبان من است.
 
 
اگر به کلمات یوئیل نبی در عهد عتیق توجه کنیم میبینم که یهوه میگوید:
 
امتها برانگیخته شوند و بوادی یهوشافاط برآیند زیرا که من در آنجا خواهم نشست تا برهمه امتهائیکه به اطراف آن هستند داوری نمایم.                                                                          یوئیل نبی باب 3 آیه 12.
 
و حال اگر به انجیل یوحنا مراجعه کنیم میبینم که عیسی مسیح خود را صاحب داوری در روز قیامت میخواند. خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:
 
و از این تعجب مکیند زیرا ساعتی خواهند میآمد که در ان جمیع کسانیکه در قبور میباشند آواز او را خواهند شنید* و بیرون خواهند آمد هر که اعمال نیکو کرد برای قیامت حیات و هر که اعمال بد کرد بجهت قیامت داوری.
                                                                                              انجیل یوحنا باب 5 آیات 27 و 28.
 
عزیزان اگر به لقبهای که عیسی مسیح برای خود در سخنان خود بکار میبرد توجه کنند، میبیند که یهوه خدا در عهد عتیق از این القاب برای خود استفاده میکرد به این آیه توجه کنید:
 
و خداوند میگوید که در آنروز مرا ایشی (یعنی شوهر من) خواهد خواند....
                                                                                                هوشع نبی باب 2 آیه 16.
و حال به لقب عیسی توجه کنید:
 
در آنروز ملکوت آسمان مثل ده باکره خواهد بود که مشعلهای هود را برداشته به استقبال داماد بیرون رفتند.
                                                                                              انجیل متی باب 25 آیه 1.
 
همچنین در کتاب مزامیر داود نبی میخوانیم که خداوند نور من است، ادعای که عیسی مسیح در مورد خود در عهد جدید کرد. این آیات را با هم مقایسه کنید:  مزامیر باب 27 آیه 1 و انجیل یوحنا باب 8 آیه 12.
 
شاید قویترین گفته مسیح در عهد جدید مبنع بر اینکه او همان یهوه عهد عتیق است در انجیل یوحنا میباشد، زمانی که به فریسیان گفتم: بیش از ابراهیم باشد من هستم. در حقیقت این سخن نه تنها ثابت میکند که عیسی قبل از ابراهیم وجود داشته است بلکه برابری او را در مقابل "یهوه خدای بنی اسرائیل"  نشان میدهد.
درزمان قبل از مسیح عیسی  یهوه به موسی نبی گفت من یهوه هستم. (من هستم).  کلام خدا بما میگوید زمانی که یهودیان این جملات را در عهد جدید از مسیح عیسی شنیدند میخواستند او را سنگ سار کنند. برای اطلاعات بیشتر در مورد این موضوع میتوانید به انجیل یوحنا باب 8 آیه 58 و باب 10 آیات 31 تا 33 و همچون به انجیل مرقس باب 14 آیه 64 مراجعه کنید.
 
در حقیقت مسیح عیسی در طول زندگی انسانی خود بارها خود را با یهوه برابر دانست، این امتیازی خاصی بود که مسیح عیسی برای خود قائل می شد. در عهد جدید میخوانیم که مسیح عیسی نه تنها معجزات انجام میداد بلکه گناه انسانها را میآمرزید. خواهش میکنم به این آیه توجه کنید:
 
عیسی چون ایمان ایشانرا دید مفلوج را گفت ای فرزند گناهان تو آمرزیده شد.   انجیل باب 2 آیه 5.
 
در همین انجیل میخوانیم که کاتبان یهودی در عکس العمل به این عمل و شنیدن بخشیدن گناهان از سوی عیسی به هم دیگر گفتن چرا این شخص کفر میگوید مگر بجز خدا کسی میتواند گناه اشخاص را بیآمرزد؟
 
باز در همین انجیل میخوانیم که سخن مسیح سخن پوچ و بیهوده نبود چرا که این کلماتی به یک مفلوجی گفته شده بود که مسیح او را در همان مکان شفا داد، و این شفا حقانیت مسیح را در گفتار او ثابت میکند.
 
این مقاله ادامه دارد تا قسمت دوم خدا یار و نگهدار شما عزیزان باشد.
 
 
برادر شما  یوحنا
 
 
 
 
 
 
                                            
 
 








 
 

۱۳۹۱ دی ۱۵, جمعه

آیا کتب مقدس از محمد پیامبر مسلمین میگوید؟ قسمت هفتم

با سلامی دوباره به شما عزیزان، دراین مقاله در مورد آیه ای ازانجیل یوحنا باب 14 آیه 16 میپردازیم.   مفسرین اسلامی معتقد هستند که این آیه در رتباط با سوره صف از قرآن در آیه 6 آمده است و این آیه اشاره به "محمد پیامبر اسلام" اشاره شده، و چنانکه مسیحیان معتقد هستند این آیه اشاره به  روح القدس ندارد.

در ابتدا آیه مذکور را برای علاقمندان مینویسم:

و من از پدر سوال میکنم و تسلی دهنده دیگر بشما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند. 
                                                                                                  انجیل یوحنا باب 14 آیه 16.


مفسرین اسلامی مدعی هستند، اشاره به آمدن  "تسلی دهنده" اشاره به نام "احمد" است و چون اسم احمد باز اشاره به نام "محمد" در سوره صف دارد پس این تسلی دهنده کسی نیست بجز محمد پیامبر اسلام.

این مفسرین این چنین استدلال میکنند که تلفظ صحیح "تسلی دهنده " در زبان یونانی باید Periclytos باشد و نه Paraclete است.  چنانکه قبلا گفتیم  مفسرین اسلامی این استدلال را از سوره صف در قرآن گرفتند. خواهش میکنم به این آیه توجه کنید:


وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿6﴾

ترجمه آیه:






و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت اى فرزندان اسرائيل من فرستاده خدا به سوى شما هستم تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى‏كنم و به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏آيد و نام او احمد است بشارت کردم پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد گفتند اين سحرى آشكار است (6)


طبق آیه مذکور در قرآن، عیسی پسر مریم به بنی اسرائیل میگوید: من همان رسول خدا بسوی شما هستم و حالا به شما مژده میدهم که بعد از من رسولی بزرگوار که نامش "احمد" است بیاید.

ولی اگر حق جویان گرامی، به آیه 16 از باب 14 انجیل یوحنا توجه کنند خواهند فهمید که هرگز اینچنین ادعای در مورد این عبارت در آیه 16 بدست نمیآید. چرا که در بیشتر از 5366 نسخه دست نویس از عهد جدید به زبان یونانی، حتی برای یک نمونه، یک دست نویس  که کلمه "  Periclytos " که معنایی " شخص ستوده شده" به آن مفهومی که مفسران اسلامی مدعی هستند، وجود ندارد. 

 در عوض در تمامی نسخه های موجود عبارت "Paraclete"  موجود میباشد که به معنایی "تسلی دهنده یا مدافع" است. حال اگر با همدیگر به کلمات مسیح عیسی در آیه توجه کنیم خواهیم فهمید که منظور مسیح عیسی روح القدس است و نه شخصی بنام "احمد" و یا نامی دیگری .

عیسی مسیح به روشنی در آیه میگوید: لیکن تسلی دهنده یعنی روح القدس که پدر او را به اسم من میفرستد، او همه چیز را به شما تعلیم خواهد داد و آنچه به شما گفتم بیاد شما خواهد آورد. انجیل یوحنا باب 14 آیه 26. مسیح ادامه میدهد که این روح مدافع شما خواهد بود. انجیل یوحنا باب 14 آیه 16. یعنی کسانی که شاهدان او بودند...زیرا از ابتدا با او بودند. انجیل یوحنا باب باب 15 آیه 27. همچنین میتوان برای اطلاعات بیشتر به کتاب اعمال رسولان باب اول و دوم مراجعه کنند.

حال اگر به این گفته ها توجه کنیم، چنانکه خود پیروان اسلام قبول دارند "محمد" هرگز شاگرد و حواری مسیح عیسی نبود، از این رو میتوان گفت که "تسلی دهنده"  نمیتواند همان " Periclytos " باشد.

باز اگر به جملات مسیح عیسی در این آیه  توجه کنیم، او وعده میدهد که "تسلی دهندهتا همیشه با شما بماند.
 ولی آیا "محمد" تا به امروز زنده مانده است؟ چنانکه همه میدانند که او 14 قرن است که از دنیا رفته  و مقبره او در شهر مدینه میباشد. بنابراین او ویژگیهای آن تسلی دهنده موعود را ندارد.

در جملات مسیح عیسی آمده است که: شما او {تسلی دهنده} را میشناسید. آیه 17 از انجیل یوحنا باب 14، ولی آیا حواریون مسیح عیسی در آن زمان "محمد" را میشناختند؟  پاسخ این سوال مطلقا "خیر" میباشد، چونکه تاریخ شاهد است "محمد" 600 سال بعد از زمان شاگردان تازه  به دنیاچشم باز کرد و متولد شد.

مسیح عیسی به شاگردان خود گفت: که تسلی دهنده در شما میماند. آیه 17، آیا "محمد" قبل از دنیا آمدنش بصورت روح در این جهان وجود داشت؟   آیا محمد میتوانست   "در"   شاگردان باشد؟ شاید عده ای بگویند که بله "محمد" قبل از بدنیا آمدن بصورت روحی وجود داشته است، اگر چنین عقیده در میان مسلمین باشد باید  گفت:  این فقط یک عقیده    خیالی برای پیروان  این عقیده  است،چون هیچ مدرکی در قرآن و هیچ گونه احادیث  اسلامی   این موضوع را تائید نمیکند.   البته اگرهم به فرض این موضوع  صحت  داشته باشد. چطور او میتواند در شاگردان مسیح باشد ولی در نقطه مقابل شاگردان مسیح تعالیم متفاوت با تعالیم "محمد" به دیگران بدهند؟
  بنابرین "محمد" نمیتوانست حتی به مفهوم روحانی یا تعلیمی "در" مسیح عیسی و شاگردان او باشد.

عیسی به صراحت به شاگردان تاکید کرد که "تسلی دهنده" به "نام من" یعنی به نام مسیح عیسی فرستاده خواهد شد. به این آیه توجه کنید:

لیکن تسلی دهنده یعنی روح القدس که پدر او را باسم من میفرستد او همه چیز را بشما تعلیم خواهد داد و آنچه بشما گفتم بیاد شما خواهد آورد.                                                            انجیل یوحنا باب 14 آیه 26.


آیا مفسری در دنیا اسلام وجود دارد که قبول کند "محمد" توسط عیسی و بنام عیسی فرستاده شده است؟ مسلما خیر.

در ادامه آیات مربوطه میخوانیم که "تسلی دهنده ای" که عیسی وعده فرستادن آن را دارد، از "خود" سخن ندارد.

ولیکن چون او یعنی روح راستی آید شما را بجمیع راستی هدایت خواهد کرد زیرا که از خود تکلم نمیکند...
                                                                                                   انجیل یوحنا باب 16 آیه 13.

ولی آیا "محمد" شخصی بود که از خود و حتی بر خود شهادت نداده باشد؟   به سوره احزاب میرویم تا این مسئله برایمان روشن شود.

مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا ﴿40﴾

در آیه مذکور محمد در مورد خود میگوید: محمد رسول الله، و خاتم انبیاست.

چنانکه در آیه 40 از سوره احزاب  میبینیم  "محمد" بر خود شهادت داده است و از خود و بر خود تکلم کرده است.



حق جویان عزیز، یکی از رسالتهای "تسلی دهنده" این است که عیسی مسیح را جلال دهد. به این آیه توجه کنید:


او {تسلی دهنده} مرا جلال خواهد داد زیرا که از آنچه آن من است خواهد گرفت و بشما خبر خواهد داد.
                                                                                                         انجیل یوحنا باب 16 آیه 14.

حال اگر به گفته خود قرآن و پیروان اسلام توجه کنیم: آنان همیشه اذعان میکنند که پیامبر ایشان "محمد" برتر از عیسی و حتی خاتم انبیا است، در این صورت آیا "محمد"  میتواند پیامبری را که رتبه پائین تر از خود داشته باشد جلال دهد؟
جواب در مورد این سوال باید "خیر" باشد، زیرا به گفته اسلام و قرآن عیسی قبل از محمد آمده است و نمیتوان مورد جلال محمد واقع شود.

در مورد دیگری مسیح عیسی در مورد "تسلی دهنده" گفت: او بعد از اندک زمانی خواهد آمد.

زیرا که یحیی بآب تعمید میداد لیکن شما از اندک ایامی بروح القدس تعمید خواهید یافت.  اعمال باب اول آیه 5.

در حالی که از محمد تا 600 سال  بعد از مسیح هیچ   خبری از این شخص نبوده و او در این دنیا وجود نداشت، و این ثابت میکند که "تسلی دهنده" روح القدس میباشد.

لیکن تسلی دهنده یعنی روح القدس که پدر او را باسم من میفرستد او همه چیز را بشما تعلیم خواهد داد و آنچه بشما گفتم بیاد شما خواهد آورد. انجیل یوحنا باب 14 آیه 26.

بله چنانکه مسیح عیسی گفت آن تسلی دهنده بعد از اندک زمانی خواهد آمد و اینچنین شد. خواهش میکنم به کتاب اعمال باب اول و دوم مراجعه کنید. بار دیگر به روشنی پیدا است که ادعای مفسرین اسلامی هیچگونه پایه و اساسی ندارد.


خدا با شما عزیزان تا مقاله بعدی



برادر شما یوحنا


 

۱۳۹۱ دی ۹, شنبه

آیا کتب مقدس از محمد پیامبر مسلمین میگوید؟ قسمت ششم


 با سلام دو باره به شما عزیزان، در ادامه مقاله پیش گفتیم که شناخت مسیح موعود از جانب یحیی تعمید دهنده در زمان نزول روح القدس خدا به صورت کبوتری بود که بر مسیح فرو آمد و  یحیی تعمید دهنده  به همراه جمعیت انبوه یهودیانی که در کنار رود اردن جمع شده بودن صدایی را از آسمان شنید که میگفت: این است پسر حبیب من که از او خوشنود هستم.                                                     انجیل متی باب 3 آیه 17.

در انجیل میخوانیم که چند صباحی بعد یحیی تعمید دهنده در مورد مسیح عیسی دچاره تردید شد وبه همین خاطر او از عیسی سوال کرد "آیا تو همان مسیح موعودهستی؟" و در پاسخ میبینم که مسیح عیسی با اعمال معجزات پاسخ یحیی تعمید دهنده را داد و او را از مسیح بودنش مطمئن ساخت.

بدو گفت آیا آن آینده توئی یا منتظر دیگری باشیم؟* عیسی در جواب ایشان گفت بروید و یحیی را از آنچه شنیده و دیده اید اطلاع دهید* که کوران بینا میگردند و لنگان براه افتادند و ابرصان طاهر و گران شنوا و مردگان زنده میشوند و فقیران بشارت میشنوند.                                        انجیل متی باب 11 آیات 3 تا 5.


مطمئنا یحیی تعمید دهنده هرآنچه را که در مورد مسیح موعود از کتاب اشعیاء نبی آموخته بود بیاد داشت که میگوید:

آنگاه چشمان کوران باز خواهد شد و گوشهای گران مفتوح خواهد گردید* آنگاه لنگان مثل غزال جست و خیز خواهند نمود و زبان کنک خواهد سرائید....                                    اشعیاء نبی باب 35 آیان 5 و 6.


حق جویان گرامی، باید این را در نظر بگیرند که تمام پیشگوئیهای که در عهد عتیق در مورد مسیح گفته شده، درزمان آمدن او به زمین در 2000 سال پیش تحقق پیدا نکرده، بلکه برخی از این پیشگوئیها در زمان بازگشته دوم و یا بازگشته ثانویی او تحقق پیدا خواهد کرد.  مسیح عیسی خود در اناجیل فرموده، ملکوت خود را تا زمان آخر و بعد از "نشانه های آمدنش" و "ظهور ثانویی خود"  انجام خواهد داد و یا بهتر بگویم تا آن زمان این پیشگویها تحقق پیدا نخواهند کرد.

و چون بکوه زیتون  نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وی آمده گفتند بما بگو که این امور کی واقع میشود و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست؟                                              انجیل متی باب 24 آیه 3.


آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آنوقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و پسر انسانرا ببینند که بر ابرها ی آسمان با قوت و جلال عظیم میآید.                           انجیل متی باب 3 آیه 30.

تنها در آن هنگام است که:

پسر انسان بر کرسی جلال خود مینشیند و شما {شاگردانش} نیزبدوازده کرسی نشسته بر دوازده سبط (طایفه) اسرائیل داوری خواهید نمود.                                                    انجیل متی باب 19آیه 28.


اگر با انصاف به آیات فوق توجه کنیم، میتوانیم بگویم که چرا پیشگویی یحیی تعمید دهنده درآیه یازدهم از باب سوم انجیل متی درمورد مسیح عیسی میباشد. چرا که یحیی تعمید دهنده به خوبی میدانست که در مورد چه شخصی صحبت میکند و به این خاطر بود که ندا داد و گفت: این است بره خدا که گناه جهان را برمیدارد، و همچون صدای خدا از آسمان که همانند کبوتری ندا داده و گفت: این است پسر حبیب من که از او خوشنودم، این اطمینانی برای او بود که متوجه شود او مسیح موعود است ولاغیره.

بنابراین بدون هیچ شک و تردیدی باید گفت که به روشنی پیدا است که موعود ابدی عهد عتیق و هم چون منظور یحیی تعمیده دهنده نه شخص "محمد" است بلکه آقا و سرورمان عیسی میباشد و بس.


برادر شما یوحنا

۱۳۹۱ دی ۱, جمعه

آیا کتب مقدس از محمد پیامبر مسلمین میگوید؟ قسمت پنجم

با سلامی دوباره به شما عزیزان، دراین مقاله در مورد آیه ای ازانجیل متی باب 3 آیه 11 میپردازیم. در  این آیه باز باید گفت که مفسرین اسلامی از جمله مفسر دینی آقای عبد الاحد مدعی هستند که این آیه اشاره به "محمد پیامبر اسلام" اشاره شده، و نه عیسی مسیح.

در ابتدا آیه مذکور را برای عزیزان در این قسمت مینویسم:

من شما را به آب بجهت توبه تعمید میدهم لکن او که بعد از من میآید از من تواناتر است که لایق برداشتن نعلین او نیستم او شما را بروح القدس و آتش تعمید خواهد داد.                              انجیل متی باب 3 آیه 11.

 
برای اطلاع بیشتر عزیزان باید بگویم که آیه فوق از زبان یحیی تعمید دهنده میباشد.  مفسر اسلامی داوود عبد الاحد مدعی است که عبارت " بعد از من " در آیه، "عیسی مسیح" را از شمول متن  آیه خارج میکند، چرا که این دو شخص { عیسی و یحیی} در یک زمان متولد و در یک زمان نبوتشان شروع شد و در ضمن شخص مورد نظر یحیی تعمید دهنده نمیتواند "عیسی" باشد چرا که اگر منظور عیسی بود حتما خود یحیی تعمید دهنده چون یک شاگرد  باید از عیسی پیروی میکرد.
باز داوود عبد الاحد اضافه میکند:  اگر عیسی واقعا همان شخص مورد نظر یحیی بود، هیچ لزومی نداشت که ولی بدست شخصی مادون {زیر دست} خود و همانند یک یهودی توبه کار معمولی از دست یحیی در رود اردن تعمید بگیرد آنهم بجهت آموزش توبه. و باز اضافه میکند که در واقع یحیی تعمیده دهنده نمیدانست عطای رسالت به عیسی بن مریم داده شده تا اینکه در زندان خبر معجزات عیسی را شنید. و بالاخره چون شخص مورد نظر پیشگویی یحیی تعمید دهنده میبایستی از اروشلیم و معبد  جلال بیشتری داده شود، آقای داوود عبد الاحد به این آیات اشاره میکند. طبق آیات مندرج در کتاب حججی نبی.

یهوه صبایوت میگوید نقره از آن من و طلا از آن من است* یهوه صبایوت میگوید جلال آخر اینخانه از جلال نخستینش عظیمتر خواهد بود و در اینمکان سلامتیرا خواهم بخشید قول یهوه صبایوت این است.
                                                                                  کتاب حججی باب 2 آیات 8 و 9.

 طبق آیات مذکور آقای عبد الاحد میگوید:  پس طبق آیات مذکور این اشاره به عیسی مسیح نیست. چرا که در غیر اینطورت " اعتراف به شکست کامل در کل رسالت" است.

برای پاسخ به این مفسر اسلامی باید گفت، اولا رسالت و ماموریت مسیح عیسی نه هم زمان با یحیی تعمید دهنده بوده، بلکه طبق گفته آیه 16 و 17 بعد از یحیی تعمید دهنده شروع شد. چرا که اگر عزیزان به خود همین آیات مراجعه کنند متوجه شروع ماموریت عیسی مسیح خواهند شد. طبق نوشته های انجیل متی رسالت یحیی تعمید دهنده از باب سوم در آیه اول شروع میشود: به این توجه کنید:

و در آن ایام یحیی تعمید دهنده در بیابان یهودیه ظاهر شد و موعظه کرده میگفت.     انجیل متی باب 3 آیه 1.

و حال اگر به آیات 16 و 17 همین باب توجه کنیم میبینم که مدتی بعد رسالت و ماموریت عیسی مسیح شروع میشود. خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:

اما عیسی چون تعمید یافت فورا از آب برآمد که در ساعت آسمان بروی گشاده شد و روح خدا را دید که مثل کبوتری نزول کرده بروی میآید* آنگاه خطابی از آسمان در رسید که اینست پسر حبیب من که از او خوشنودم.
                                                                                انجیل متی باب 3 آیات 16 و 17.

و بازعزیزان میبینیم  که مسیح عیسی در بیابان بدست "ابلیس شیطان" به مدت 40 روز آزمایش شد و بعد از آن رسالت و ماموریت او آغاز شد.  برای اطلاعات بیشتر به انجیل متی باب 4 آیات 1 تا 11 مراجعه کنید.

باید گفت احترامی که یحیی تعمید دهنده برای عیسی مسیح داشته او را بر آن داشت تا به او بگوید: او از من بزرگتر است که لیاقت بستن بند کفش های او را ندارم. (به آیه 11 در ابتدا همین مقاله مراجعه کنید.)

در مورد تعمید گرفتن مسیح عیسی از دست یحیی باید گفت این تعمید نه برای "توبه از گناهان" بود بلکه برای اتمام عدالت تا به کمال برسد. چون در حقیقیت مسیح نیامده بود که شریعت را باطل کند بلکه کلام خدا میگوید او آمد تا شریعت را تمام کند ( تا تمام پیشگویی های که در مورد مسیح موعود پیشگویی  شده بود را انجام دهد تا ثابت شود او مسیح موعود است).

عیسی در جواب وی (یحیی تعمید دهنده) گفت الآن بگذار زیرا که ما را همچنین مناسب است تا تمام عدالت را بکمال رسانیم پس او را واگذاشت.                                      انجیل متی باب سوم آیه 15.

عزیزان، او لازم بود تا الزامات شریعت را انجام دهد، در غیر اینصورت چنان که باید و شاید، او نمیتوانست عادل به معنایی واقعی باشد. به این آیات توجه کنید:

پس هیچ قصاص نیست بر آنانیکه در مسیح عیسی هستند* زیرا که شریعت روح حیات در مسیح عیسی مرا از شریعت گناه و موت آزاد گردانید* زیرا آنچه از شریعت محال بود چونکه بسبب جسم ضعیف بود خدا پسر خود را در شبیه جسم گناه و برای گناه فرستاده بر گناه در جسم فتوی داد* تا عدالت شریعت کامل گردد در مایانیکه نه بحسب جسم بلکه بر حسب روح رفتار میکنیم* زیرا آنانیکه بر حسب جسم هستند در چیزهای جسم تفکر میکند و اما آنانیکه بر حسب روح هستند در چیزهای روح.                    رساله رومیان باب 8 آیات 1 تا 5.



چنانکه قبلا گفته شده مفسر اسلامی آقای عبدالاحد میگوید:  اگر عیسی واقعا همان شخص مورد نظر یحیی بود، هیچ لزومی نداشت که ولی بدست شخصی مادون {زیر دست} خود و همانند یک یهودی توبه کار معمولی از دست یحیی در رود اردن تعمید بگیرد.

در پاسخ این ادعا باید گفت: زمانی که یحیی تعمید دهنده عیسی  را تعمید داد او به خوبی متوجه این موضوع شد که عیسی همان مسیح موعود است، زیرا که او با الهام الهی و روح القدس این چنین فرمود: "اینکه بره خداوند که گناه جهان را برمیدارد.

و در فردای آن رور یحیی را دید که بجانب او میآید پس گفت اینک بره خدا که گناه جهانرا برمیدارد.
                                                                                  انجیل یوحنا باب اول آیه 29.

ادامه دارد....



برادر شما یوحنا







 

 

۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه

آیا کتب مقدس از محمد پیامبر مسلمین میگوید؟ قسمت چهارم

با سلامی دوباره به شما عزیزان، دراین مقاله در مورد آیه ای از کتاب اشعیاء  نبی باب 21 آیه 7 میپردازیم. در مورد این آیه باید گفت که مفسرین اسلامی باز مدعی هستند که به "محمد پیامبر اسلام" اشاره شده است. و این اشاره اینبار به "مرکب محمد" میکند. خواهش میکنم به آیه مذکور توجه کنید:

و چون فوج سواران جفت  جفت و فوج الاغان و فوج شتران را بیند آنگاه بدقت تمام توجه نماید.
                                                                                      اشعیاء بنی باب 21 آیه 7.


مفسرین اسلامی در مورد این آیه میگویند: اشاره به "الاغان" در واقع منظوراشاره به  عیسی مسیح است و اشاره به "شتران" منظور پیامبر اسلام است.

ایشان چنین تفسیر میکنند که عیسی مسیح برای ورود به بیت المقدس ازمرکب  الاغی  استفاده کرد و "محمد پیامبر مسلمین" هم برای ورود به شهر مکه از مرکب شتر استفاده کرده، پس در نتیجه عبارت شتران در آیه  فوق اشاره به پیامبر اسلام و جانشینی او بعد از عیسی مسیح است.

در حقیقت باید گفت:  این نوع تفکر در مورد آیه فوق کاملا بی پایه و بی اساس میباشد، و نمیتوان از این آیه اینچنین برداشته کرد.

 چرا که اگر حتی با نگاهی بسیار ساده به آیه فوق نگاه کنیم و کمی از تاریخ امپراطوری بابل بدانم متوجه خواهیم شد که این آیه در مورد سقوط بابل بما میگوید.

حق جویان گرامی، اگر به آیه 9 همین باب توجه کنند متوجه منظور آیه ذکر شده خواهند شد. خواهش میکنم به آیه 9 توجه کنید:

و اینک فوج مردان و سواران جفت جفت میـآیند و او مزید کرده گفت بابل افتاد افتاده است و تمامی تمثالهای تراشیده خدایانشرا برزمین شکسته اند.                                        اشعیاء بنی باب 21 آیه 9.


پس با توجه به آیه مذکور متوجه میشویم که هیچ گونه اشاره ای به "محمد پیامبر اسلام" در این آیه نشده است، و اشاره به الاغان و شتران در این آیه بیانگر تسخیر و سقوط بابل به طرق مختلف توسطه سپاهیان مرکب سوار آن زمان بوده است.

تا مقاله دیگر خدا یار و نگهدار شما عزیزان باشد.


برادر شما یوحنا

 

۱۳۹۱ آذر ۱۷, جمعه

آیا کتاب تثنیه از محمد پیامبر مسلمین میگوید؟ قسمت سوم

با سلامی دوباره به شما عزیزان،  دراین مقاله در مورد آیه ای از کتاب حبقوق نبی باب سوم آیه سوم میپردازیم. در مورد این آیه باید گفت که  مفسرین اسلامی مدعی هستند که در مورد "محمد پیامبر اسلام"  اشاره شده است.

 آیه مذکور چنین میگوید:

خدا از تیمان آمد و قدوس از جبل فاران. سلاه. جلال او آسمانها را پوشانید و زمین از تسبیح او مملو کردید*                      کتاب حبقوق باب سوم آیه سوم


بسیاری از مفسرین و محققین اسلامی به این عقیده دارند که آیه فوق در مورد "محمد" پیامبر مسلمین گفته شده است. چرا که ایشان چنین باوردارند که "محمد" از کوه فاران در نزدیکی شهر مکه در سرزمین حجاز (سعودی) آمده است.

چنانکه  دوستان عزیزان میدانند در قسمت دوم این مقاله به این موضوع اشاره کردیم، که کوه فاران در شمال صحرای سینا (کشور مصر) واقع است و نه در سرزمین حجاز یعنی  صدها کیلومتر دورتر از سرزمین حجاز و باز ذکر کردیم که آیه مذکور از آمدن خداوند سخن میگوید و نه "محمد" که ادعا خدائی نداشت و او فقط خود را به عنوان یک پیامبر معرفی کرده است. برای اطلاعات بیشتر به مقاله  آیا کتاب تثنیه از محمد پیامبر مسلمین میگوید؟ قسمت دوم   مراجعه کنید.

حق جویان گرامی، مفسرین اسلامی بر روی عبارت "تسبیح" در آیه فوق بسیار مانور میدهند و میگویند که این عبارت اشاره به پیامبر اسلام است.

چنانکه شما عزیزان میدانید عبارت "تسبیح" نمیتواند به شخص "محمد" اشاره داشته باشد، برای اینکه عبارت" تسبیح" به معنای (حمد شده) است. به عبارتی باید گفت به معنایی ( کسی که مورد پرستش واقع میشود) میباشد.    زیرا حمد و پرستش و جلال فقط از آن خدا میباشد و نه کسی دیگر بجز خدای حقیقی و فکر کنم دوستان مسلمان این موضوع را قبول دارند که پرستش فقط از آن خدواند است و بس.

عزیزان مسلمان خود بهتر از هر کسی میدانند که "محمد" هرگز ادعا خدائی نکرد و پیروان او هرگز او را  در مقام خدا نمیدانند. پس در نتیجه "محمد" نمیتواند عبارت "تسبیح" در آیه فوق باشد چون او خدا نیست و نمیتواند مورد پرستش و جلال واقع شود. و عبارت "تسبیح" در آیه مذکور نمیتواند اشاره به او باشد.

خدا با شما عزیزان تا مقاله بعدی.


برادر شما یوحنا

 

۱۳۹۱ آذر ۱۰, جمعه

آیا کتاب تثنیه از محمد پیامبر مسلمین میگوید؟ قسمت دوم

 با سلامی دوباره به شما عزیزان،  قسمت دوم در مورد آیه 1 و 2 از باب 33 کتاب تثنیه میباشد. قبل از اینکه در مورد این قسمت مطلبی بنویسم. آیه مذکور را بصورت کامل برای شما عزیزان مینویسم:

و این است برکتی که موسی مرد خدا قبل از وفاتش ببنی اسرائیل برکت داده* گفت یهوه {خدا}از سینا آمد و از سعیر برایشان طلوع نمود و از جبل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد.         کتاب تثنیه باب 33 آیات 1 و 2.

چنانکه در قسمت اول این مقاله نوشتم مفسرین اسلامی مدعی هستند که در کتب مقدس آیات زیادی یافت میشود که در مورد (محمد پیامبر اسلام) نوشته شده، و مفسرین اسلامی آیات ذکر شده درابتدا این مقاله  را پیشگویی خدا در مورد سه  دیدار جداگانه او بر موسی ، عیسی و (محمد پیامبر مسلمین) میدانند.

به ترتیب نام موسی، عیسی و محمد چنانکه مفسرین اسلامی مدعی هستند: دیدار اول بر کوه سینا بر موسی نبی بوده و دیدار دوم خدا بر عیسی در سعیر و دیدار آخر او بر محمد در فاران بوده و مدعی هستند که فاران در کشور سعودی (عربستان) میباشد. که پیامبراسلام محمد همراه با لشکری از کرورها (ده هزارنفر) به شهر مکه آمد.

ولی اگر عزیزان کمی با  درایت به نفشه جغرافیا نگاه بکنند، میتوانند به این موضوع پی ببرند که سعیر و فاران در نزدیکی کشور مصر واقع شده  و نه در کشور سعودی (عربستان).
خواهش میکنم برای روشن شدن این پاسخ به کتاب پیدایش باب 14 آیه 6 مراجعه کنید:

و حوریانرا در کوه ایشان سعیر تا ایل فاران که متصل بصحرا (صحرا سینا) است.

و همچنین به کتاب اعداد باب مراجعه کنید:

و بنی اسرائیل بمراحل خود از صحرای سینا کوچ کردند و ابر در صحرای فاران ساکن شد.
کتاب اعداد باب 10 آیه 12

و بعد از آن قوم از حضیروت کوچ کرده در صحرای فاران اردو زدند.  کتاب اعداد باب 12 آیه 16.

این است سخنانیکه موسی بآنطرف اردن در بیابان عربه مقابل سوف در میان فاران و توفل و لابان و حضیروت ودی ذهب با تمامی اسرائیل گفت.        کتاب تثنیه باب 1 آیه 1.

چنانکه از نوشته های مقدس آشکار است، فاران نه در کشور سعودی و نه در فلسطین و نه در اردن بلکه با فاصله که میتوان گفت صدها کیلومتر آن طرف تر  در میان  جنوب فلسطین و شمال صحرای سینا (کشور مصر) قرار دارد.

اگر عزیزان این مکان (سعیر و فاران) را هم به فرض  مورد قبول قرار ندهند،  میبینم که باز  آیه فوق  بما میگوید: خداوند میآید و سخن از آمدن خدا و خداوند است و نه شخصی بنام محمد، چنانکه مفسرین اسلامی ادعای آن را دارند.

کلام خدا میگوید که خداوند با کرورهای مقدسین میاید و نه کرورهای ارتش و سپاه، چنانکه روایت اسلامی میگوید محمد پیامبر آنها  با سپاه خود وارد مکه شد.  در آیه بالا هرگز در مورد آمدن محمد و یا شخص دیگر صحبت نمیکند.

تازه اگر به آیه ماقبل از این نبوت توجه کنیم، میخوانیم:

و این است برکتی که موسی مرد خدا قبل از وفاتش ببنی اسرائیل برکت داده.   کتاب تثنیه باب 33 آیه 1.

حال اگر این برکت را برای اسلام و اعراب که همواره دشمنان بنی اسرائیل بوده اند، بدانیم، باز سخت است که این برکت را برای بنی اسرائیل خواند.

دوستان و حق جویان عزیز، در حقیقت این آیه، وعده و برکت خداوند به تک تک طوایف بنی اسرائیل بوده است. خدایی که دشمن را اخراج کرده است. به این آیه توجه کنید:

خدای ازلی مسکن تو است و در زیر تو بازوهای جاودانی است و دشمن را از حضور تو اخراج کرده میگوید هلاک کن* خوشا بحال تو ای اسرائیل کیست مانند تو ای قومیکه از خداوند نجات یافته اید که سپر نصرت تو و شمشیر جاه تو است و دشمنانت مطیع تو خواهند شد و تو بلندیهای ایشانرا پایمال خواهی نمود.

کتاب تثنیه باب 33 آیات 27 و 29.

تا قسمت دیگر خدا یار و نگهدار شما عزیزان

برادر شما یوحنا

۱۳۹۱ آذر ۳, جمعه

آیا کتاب تثنیه از محمد پیامبر مسلمین میگوید؟ قسمت اول

چندی پیش  دوستی گرامی، که از پیروان اسلام میباشند،  آیاتی از کتاب تثنیه برایم قرائت کردند و ایشان مدعی بودند که این آیات، پیشگویی  عهد عتیق در مورد پیامبر اسلام "محمد" میباشد. و از یهودیان و مسیحیان میخواست با خواندن این آیات و این پیشگویی به رسالت محمد ایمان آورده  و اسلام را دین بر حق و مورد قبول قرار دهند.

در این رابطه جالب دانستم، به بررسی این ادعا در کتاب تثنیه بپردازیم.

در ابتدا آیات مذکور را در این قسمت برای عزیزان و حق جویان گرامی، نگارش میکنم:

یهوه خدایت نبی را از میان تو از برادرانت مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید او را بشنوید* موافق هر آنچه در حوریب در روز اجتماع و این آتش عظیم را دیگر نبینم مبادا بمیریم* و خداوند بمن گفت آنچه گفتند نیکو گفتند* نبی را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه باو امر فرمایم بایشان خواهد گفت* و هر کسی که سخنان مرا که او باسم من گوید نشنود من از او مطالبه خوام کرد.          کتاب تثنیه عهد عتیق باب 18 آیات 15 ت 19

دوستان و حق جویان گرامی، همانطوری که همگان میدانند، مسلمین بر این باور دارند که دعوت "محمد" به عنوان یک پیامبر و نبی از طرف خداوند بوده و خدا طریق ارتباط با او را به وسیله فرشته ای بنام جبرئیل مهیا کرده است. و این جبرئیل بود که از طریق مکاشفه با او در ارتباط  بوده است.

هر انسان منطقی و با دانشی ( چه مسلمان و چه غیر مسلمان) میداند قبل از اینکه در مورد موضوعی نتیجه گیری کند باید در مورد آن موضوع تعمق و توجه کند.

مفسرین اسلامی ادعا میکنند که در کتاب مقدس آیات بسیار زیادی یافت میشود که در مورد "محمد" پیشگویی کرده است. و آنها مدعی هستند که هدف و منظور واقعی عهد وعده داده شده همان "محمد" پیامبر مسلمین میباشد. ایشان مدعی هستند که باید کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان را از دیده گاه اسلام و توحید ایشان فهمید و گرنه به گمراهی میروید. یعنی باید کتاب مقدس را با عینک این دوستان بررسی کنیم.

برای همین آنها مدعی هستند که آیات مندرج در عهد عتیق مربوط به "محمد" میباشد.

از حق جویان گرامی و مسلمانان عزیز، اجازه میخواهم که آیات مذکور را بررسی کنیم و ببینم آیا آیات در مورد "محمد" پیامبر مسلمین میباشد یا خیر؟

چنانکه در بالا به آیات تثنیه باب 18 اشاره کردیم: میبینم که خداوند به موسی نبی چنین میگوید:
من نبی را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو {یعنی موسی} مبعوث خواهم کرد و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت وهر آنچه را به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت.

برای همین مفسرین اسلامی بر این باور هستند که این آیات در مورد "محمد" گفته شده و نه کس دیگر.
حال برای اثبات اینکه بگویم این آیات در مورد "محمد" گفته نشده جالب است به خود قرآن مراجعه کنیم و ببینیم که قرآن در مورد سلسله نبوتهای انبیاء چه گفته است. خواهش میکنم به سوره عنکبوت آیه 27 مراجعه کنید:

آیه 27 میگوید:


وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿27﴾

 ترجمه:


و اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم و در ميان فرزندانش پيامبرى و كتاب قرار داديم و در دنيا پاداشش را به او بخشيديم و قطعا او در آخرت [نيز] از شايستگان خواهد بود (27)


چنانکه خود قرآن اذعان میکند سلسله نبوت نه از اسماعیل بلکه از اسحاق میآید: ( و ما اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و در خانه اش مقام نبوت را و کتاب آسمانی را برقرار کردیم.

البته بعضی از مفسرین اسلامی همانند آقای یوسف علی سعی کردند که اسم ابراهیم را در این آیه به تفسیر خود اضافه کنند تا به متن ی دل خواه در آیه  برسند. اما اگر خوب به  آیه ی که در سوره عنکبوت آمده نگاه کنیم میبینم که کلمه "ابراهیم" اصلا در متن عربی آن نگارش نشده است، ولی این مفسر عزیز سعی کرده که در قرآن خودشان دست ببرد تا نتیجه مورد نظر را دریافت کند. بنابرین  اگر اسم ابراهیم به متن اضافه شود او و دیگر مفسرین اسلامی میتوانند مدعی شوند که اسماعیل هم فرزند ابراهیم بوده  پس در نتیجه "محمد" از نسل اسماعیل است واین آیه به محمد که از نسل اسماعیل است  متعلق میباشد. ولی حقیقت امر این است که در متن عربی قرآن نام ابراهیم یافت نمیشود. در ضمن از مسلمین که به محفوظ ماندن قرآن ادعا دارند و در مورد این موضوع بسیار تاکید میکنند، چنین انتظارنمیرود که برای اثبات گفته های خود با دست خود قرآن را مورد تغییر قرار دهند.

براساس همین تفکرات مسلمانان بر این باور هستند که  این آیات در مورد شخص "محمد" گفته شده است. حال اگر آیات را بطور درست مورد بررسی قرار دهیم، میتوانیم بر صحت این ادعا خط بطلان بکشیم.

خط بطلان کشیدن بخاطر این است که باید این را در نظر داشت کلمه{ برادران} در آیه اشاره به یهودیان است، چرا که موسی از قوم بنی اسرائیل بود و خطاب {از میان برادرانت} به طور حتم به قوم او یعنی یهود و یهودیان بوده است، و اگر عزیزان تمام باب مذکور را قرائت کنند متوجه این موضوع مهم خواهند شد و جای هیچ گونه شکی را برای خوانده نخواهد گذاشت.

 نکته دوم: میتوان منظور {برادران} را در قوم بنی اسرائیل جستجو کرد و نه اقوام غیر یهود. و حال چگونه اعراب که برای بنی اسرائیل بیگانه و دشمن بودند، خداوند از میان دشمنان آنها برایشان نبی ارسال کند؟

در ضمن اگر کتاب تثنیه را مطالعه کنیم متوجه میشویم که کلمه {برادران} به بنی اسرائیل خطاب میشود و نه به بیگانگان. در باب 17 کتاب تثنیه آیه 15. خدا به یهودیان میفرماید: از میان برادران خودت پادشاهی برای خویش انتخاب کن. به این آیه توجه کنید:

البته پادشاهیرا که یهوه خدایت برگزیند بر خود نصب نما یکی از برادرانت را بر خود پادشاه بساز و مرد بیگانه را که از برادرانت نباشد نمیتوانی بر خود مسلط نمائی.  کتاب تثنیه باب 17 آیه 15.

و این یک حقیقت تاریخی است که هرگز بنی اسرائیل برای خود از قوم غیر یهود پادشاهی برنگزید.

نکته سوم: اگر به کتاب پیدایش که یکی از کتب تورات میباشد و به باب 17 آیه 18 مراجعه کنیم، متوجه میشویم که همه انبیاء عهد عتیق از نسل اسحاق ابی یعقوب بودند.

در کتاب پیدایش زمانی که ابراهیم از خدای خویش خواست که فرزند او اسماعیل در نظرش زیست کند ، خدا در پاسخ و به درخواست ابراهیم چنین میفرماید:

و اما در خصوص اسماعیل ترا {ابراهیم} اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور گردانم و او {اسماعیل} را بسیار کثیر گردانم دوازده رئیس از وی پیدید آیند و امتی عظیم از وی {اسماعیل} بوجود آورم* لکن عهد خود را با اسحق {اسحاق} استوار خواهم ساخت ....   کتاب پیدایش باب 17 آیات 20 و 21.

و این موضوع  نشان میدهد که  نبی از نسل اسماعیل  هرگز در آینده ظهور نخواهد کرد و یاید این موضوع منتفی تلقی شود،  چرا که طبق عهد خداوند، وعده به اسحق و یعقوب و فرزندان ایشان داده شده و نه کسی دیگر.
چیزی که سوره عنکبوت به آن اذعان میکند.


نکته چهارم:  بر اساس اسناد تاریخی و سنتی و منابع معتبر قدیمی، این مسیح عیسی است که کامل کننده این بخش ار کتاب تثنیه است و نه "محمد"
چرا که در آیه به این جملات بر میخوریم { از میان برادرانت } یعنی ای موسی آن شخص از طایف و قوم تو میباشد و اوهم همانند تو یک یهودی و یک اسرائیلی میباشد. خواهش میکنم به متن قدیمیتر از قرآن یعنی به کتاب غلاطیان توجه کنید:

لیکن چون زمان بکمال رسید خدا پسر خود را فرستاد که زن زائیده شد و زیر شریعت (شریعت موسی) متولد.
کتاب غلاطیان باب 4 آیه 4.

در قسمت دوم آیات کتاب تثنیه آمده:  هر آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت.

عزیزان و حق جویان گرامی، یبینم که این مسیح عیسی بود که نبوت کتاب تثنیه را به طور کامل انجام داد.
اگر به انجیل یوحنا باب 8 آیه  28 مراجعه کنیم میبینم که مسیح عیسی میگوید:

از خود کاری نمیکنم بلکه به آنچه پدرم مرا تعلیم داد تکلم میکنم.

انجیل یوحنا باب 8 آیه 28.

و باز در انجیل یوحنا باب 12 آیه 49 میخوانیم:

من از خود نگفتم بلکه پدری که مرا فرستاد به من فرمان داد که چه بگویم و به چه چیزی تکلم کنم.

طبق  گفته های مندرج در کتاب تثنیه میبینم که مسیح عیسی خود را هم مثل یک نبی به قوم نبی اسرائیل معرفی میکند، به این آیه توجه کنید:
 
لیکن میباید امروز و فردا و پس فردا راه رو زیرا که محالست نبی بیرون از اورشلیم کشته شد.

لوقا باب 13 آیه 33.

دوستان و حق جویان عزیز، مسیح عیسی  حین که  پسر خدا است طبق گفته های کتب مقدس، ( برای اطلاعات بیشتر در مورد پسر خدا بودن عیسی مسیح خواهش میکنم به مقاله منظور واژه (پسر خدا) در مسیحیت چیست؟  مراجعه کنید) و طبق اسناد معتبر عهد جدید او نبی خدا هم میباشد. چرا که او پیام آور پدر آسمانی بر روی زمین بود. و نه فقط نبی بلکه کاهن اعظم خواهش میکنم به این آیات توجه کنید:

زیرا واضح است که خداوند {عیسی} ما از سبط یهودا طلوع فرمود که موسی در حق آنسط از جهه کهانت هیچ نگفت* و نیز بیشتر مبین {معلوم} است از اینکه بمثال ملکیصدیق کاهنی بطور دیگر باید ظهور کرد* که بشریعت و احکام جسمی مبعوث نشود بلکه بقوت حیات غیرفانی* زیرا شهادت داده شد که تو{عیسی} تا بابد کاهن هستی بر رتبه ملکیصدیق.     عبرانیان باب 7 آیات 14 تا 17.

چنین که از آیات روشن میشود عیسی مسیح شفاعتی است برای مردم در حضور خدا. یکی دیگر از خصوصیات مسیح عیسی لقب {پادشاه} است، فرمانروایی بر مردم از جانب خدا، برای اطلاعات بیشتر در این مورد به کتاب مکاشفه باب 19 و 20.

در حقیقت نبی موعود دارای ویژگیهای مخصوص به خود را دارا است که دوستان مسلمان باید به آن اقرار کنند. "محمد" اینگونه ویژگی ها را در خود نداشت. در حقیقت ویژگیهای که در مسیح عیسی به ظهور رسید کسی که با خدا رو در رو سخن گفت و معجزات بسیاری انجام داد. محجزاتی که خود "محمد" به اذعان خودش این اعمال را انجام نداد.

برادر شما یوحنا